التزام توسعه به جامعه‌پذیری بین‌المللیِ سیاست خارجی : نمونه کاوی ایران

نویسندگان

1 علوم سیاسی (گرایش مسائل ایران)، گروه علوم سیاسی، دانشکده علوم اداری و اقتصادی، دانشگاه فردوسی مشهد

doi
10.22124/wp.2021.17883.2676
چکیده

نخستین مجرایِ جامعه‌پذیری بین‌المللی «سیاست خارجی» است. متولیان سیاست خارجی از طریق عرضه هنجارهای بین‌المللی در مجامع داخلی و با هدف درونی‌سازی آن‌ها دولت متبوعشان را به‌سوی «اجتماعی‌شدن» سوق می‌دهند. مهم‌ترین نتیجهِ جامعه‌پذیری بین‌المللی تسریع فرایند توسعه است. از علل ساختاریِ اجتماعی‌شدن یا غیراجتماعی‌شدنِ دولت‌ها «سیاست خارجی» است؛ زیرا ساخت سیاست خارجی مجموعه‌ای از بایدونبایدها، اصول و قواعدِ معرفتی برای کارگزاران پیرامون نظام بین‌الملل تعریف می‌کند که این گزاره‌ها می‌توانند عامل یا مانع پرورشِ اجتماعی دولت باشند. ایده پیوند جامعه‌پذیری بین‌المللی و توسعه با محوریت سیاست خارجی که روزنه‌ای جدید در مطالعات توسعه است، در مقاله پیشرو با مطالعه موردیِ ایران به بحث گذاشته می‌شود. اینکه «ساخت سیاست خارجی ج.ا.ایران چه نسبتی با جامعه‌پذیری بین‌المللی و توسعه دارد؟» پرسش اصلی ماست. در این راستا از نظریه سازه‌انگاری و روش تفهمی استفاده شده است. سیاست خارجی ایران در تبیین معرفت‌شناختی ما دارای سه ساحَت است: ساحَت مذهبی (نفی سلطه، دعوت، حمایت از مسلمانان و امت واحده)؛ ساحَت انقلابی (غرب‌ستیزی، آمریکاستیزی، صدور انقلاب و تغییر نظام بین‌الملل)؛ ساحَت مدرن (عدم مداخله، همزیستی مسالمت‌آمیز، عضویت در سازمان‌های بین‌المللی و پایبندی به حقوق بین‌الملل). ساحت‌هایِ اجتماعی مذکور به‌ترتیب سه گونه جامعه‌پذیریِ توسعه آفریده‌اند: «جامعه‌پذیری بین‌المللیِ مذهبی» (فراتوسعه‌گرا)؛ «جامعه‌پذیری بین‌المللیِ انقلابی» (ضدتوسعه)؛ «جامعه‌پذیری بین‌المللیِ ابزاری» (توسعه‌گرا). در این سال‌ها ساختارهای انقلابی و مذهبی بر ساختار مدرنِ سیاست خارجی ایران غلبه یافته‌اند؛ بگونه‌ای‌که هدف ایران غالباً «جامعه‌پذیرکردنِ» کشورها براساس اسلام‌گراییِ شیعه و انقلابی‌گریِ ایرانی است تا «جامعه‌پذیرشدن». نتیجه ساختار انقلابی-مذهبیِ سیاست خارجی دشواری توسعه ایران به علت اِعمال محدودیت‌های اقتصادی و سیاسیِ جامعه بین‌الملل است.