مطالعه ای تطبیقی بر بیان تصویری نگاره‌های تعویذی «چشم زخم» در قالیچه های بلوچستان فرهنگی

نویسندگان

1 استادیار، پژوهشکده هنرهای سنتی. پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، تهران، ایران

doi
10.22059/ijar.2025.394817.459918
چکیده

هدف: معیشت و سلامت عشایر بلوچ در کشورهای همسایه ایران و افغانستان به دلیل اقلیم جغرافیایی خاصی (نظیر: خشکسالی، کم آبی، بادهای فصلی و غیره) که در آن سکنی گزیده­اند، همواره در معرض خطر است. از این رو، باشندگان بلوچ از اشیایی محافظتی برای رفع بیم، ترس و دوری از بلایا استفاده می­کنند. ردپای فرهنگ شیء باوری (دعا، بازوبند، چشم نظر و اسپند دودکردن) در دست­بافته­های بومی مردمان بلوچ به فرم نقش­ها و نمادهای تعویذی معنادار مشاهده می­شود. بر این اساس، پژوهش پیش­رو، مطالعه­ای تطبیقی بر بیان تصویری نقش­مایه­های تعویذی چشم زخم در قالیچه­های بلوچستان فرهنگی است. روش: این مطالعه از نوع کیفی و میان­رشته­ای است و شیوۀ پژوهش در آن ترکیبی از توصیف نقوش و تحلیلِ تاریخی و نمادشناسانه است. پیکره­های مطالعاتی از موزه ملی فرش ایران و موزه خصوصی سیدطاهر صباحی انتخاب شده­اند. بازشناسی نقوش، مفاهیم نمادین و اسطوره­ای نهفته در قالیچه­ها با تکیه بر منابع معتبر علمی منتشر شده از سوی محققین حوزه انسان­شناسی، جامعه شناسی و قالی پژوهی انجام شده است. یافته­ها: نتایج این پژوهش نشان می­دهد که نقوش مرتبط با مفاهیم چشم زخم در هر دو گروه از قالیچه­های ایرانی و افغانستانی در شش قالب هندسی (مثلث، مربع و لوزی)، گیاهی (اسپند و خارخسک)، جانوری (مار، رتیلی، پرنده، طاووس، قوچکی و شتر)، اشیاء (چلیپا، بازوبندی، قلاب، شانه و گوشواره)، انسانی (چشم) و کیهانی (ستاره) به کرات نمود یافته­اند. در این راستا، در هر دو گروه از قالیچه­ها از نگاره­هایی با مفهوم جادوی سفید (یا افسون) بیش از جادوی سیاه (یا تابو) استفاده شده که این امر بیانگر خصلت نیک­اندیشی مردمان بلوچ است. علاوه بر این، نقش­مایه­هایی که نمادی از حفاظت و صیانت محسوب می­شوند، اغلب در حاشیه­ها و به فرم ریز نقش با تکرار زیاد و در مقابل، نگاره­های مرتبط با یک نیروی برتر و فرازمینی با اندازه­ای بزرگ­تر در متن قالیچه­ها ترسیم شده­اند. شواهد نشان می­دهند بیان تصویری نگاره­های مذکور به پیشینه تاریخی کهن تمدن شهر سوخته در اقلیم سیستان و بلوچستان باز می­گردد. نتیجه­ گیری: نتایج این پژوهش نشان می­دهد اصالت نقوش ترسیم شده بر پیکره قالیچه­های بلوچ ایرانی و افغانستانی به دلیل اشتراکات فرهنگی، جغرافیایی، سیاسی و تمایل به مراودات درون قومی به خوبی حفظ شده و کمتر دستخوش تغییر شده­اند. این طور به نظر می­رسد که ابرام و پافشاری بر تکرار و تعدد نقوش با بن­مایه­های طلسم گونه و تعویذی چشم زخم از نوعی حس افراط­گونه پیروی می­کند که ریشه در منحصر به فرد بودن اقلیم جغرافیایی، باور راستین به وجود ارواح خبیثه و آیین­های بومی قوم بلوچ (نظیر: میارجَلّی، کَول، انتقام و زار) دارد. عینیت بخشیدن این باورها در ورای نقوش دست‌بافته‌ها بار دیگر یادآور می‌شود که هنر سنتی قالی‌بافی از حوزه‌های مناسب برای مطالعات فرهنگی، اجتماعی و همچنین، گنجینه‌ای از انعکاس باورها، آرزوها، مکنونات قلبی و زیست‌بوم بافندگان یک اقلیم است