لیبی در فضای پسابهارعربی؛ از انقلاب تا ناامنی

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه گیلان

2 هیات علمی دانشگاه ایت الله بروجردی

doi
10.22124/wp.2021.16240.2460
چکیده

متأثر از تحولات موسوم به بهارعربی که منجر به سقوط سلسله‌وارِ رژیم‌های اقتدارگرایِ آسیای‌غربی و شمال افریقا از اریکۀ قدرت شد، ملت لیبی نیز با پیگیری حرکت‌های اعتراض‌آمیز و دخالت مؤثر ناتو، موفق شد «معمرقذافی» را پس از چهار دهه حکومت، به وادی سقوط کشانده و موجبات تحولات ژرفی را در این کشور انقلابی فرآهم آورد. پژوهش پیش‌رو با هدف بررسی تحولات و کنشگرانِ میدانیِ مؤثر در لیبیِ پساقذافی کوشیده است تا با تأسی از مؤلفه‌های تئوریکِ مطالعات امنیتی جهان سوم و با رویکردی توصیفی ـ تحلیلی به این پرسش پاسخ دهد که فقدان امنیت در سامان سیاسیِ نوینِ لیبی متأثر از چه عواملی می‌باشد؟ فرضیۀ قابل طرح به‌عنوان یافتۀ پژوهش ناظر بر آن است که انباشت مؤلفه‌هایِ مانع و پَس‌ران در دولت‌سازی پس از انقلاب، موجب شده است تا لیبیِ پساقذافی به‌عنوان جامعه‌ای از هم گُسیخته، مُضمحل و واگرا، که در مارپیچِ تنازلی منازعه، ناامنی و فقر قرار دارد به بهشت تروریست‌های مدرن از جمله داعش بدل شود؛ گروه‌هایی که با تمسُک به عنصر دین و با هدف کسب قدرت سیاسی، نه‌تنها در داخل مانع ایجاد هرگونه مردم‌سالاری نهادمند شده‌اند، بلکه در سطحی گسترده‌تر امنیت منطقه و حتی نظام بین‌الملل را آماج حملات تروریستی خود قرار داده‌اند.