تبیین روابط روسیه و ترکیه در بحران سوریه از چشم انداز رئالیسم مشروط
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای روابط بین الملل، گروه روابط بین الملل، دانشکده علوم انسانی، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
2 استادیار روابط بینالملل، گروه ارتباطات و علوم اجتماعی، دانشکده علوم انسانی، واحد تهران شرق، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
3 دانشیار گروه علوم سیاسی، دانشکده اقتصاد و علوم اداری، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.
doi
10.22124/wp.2021.17871.2636چکیده
تحولاتی که در سال 2011 میلادی درخاورمیانه آغاز گردید پیامدهایی را برجای گذاشت. اعتراضات علیه اسد موجب ایجاد بحرانها و پیدایش خشنترین گروههای تروریستی گردید و ابعاد بینالمللی به خود گرفت. بحرانی که پای قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای چون ترکیه و روسیه را به میان کشید. ترکیه به دلیل هم مرز بودن و تهدیدات ناشی از گروههای تروریستی و روسیه به دلیل حفظ پیوندهای اقتصادی و نظامی خود با سوریه، و جلوگیری از کاهش نفوذ خود درخاورمیانه وارد میدان شدند. روسیه و ترکیه پیش از این همکاریهای وسیعی داشتند که با وقوع بحران سوریه و مواضع دو کشور، در تقابل با یکدیگر قرارگرفتند و زمانی به اوج رسید که ترکیه جنگنده روسیه را در مرز سوریه سرنگون کرد و روسیه نیز تمامی روابط خود با ترکیه را قطع کرد اما، بار دیگر دو کشور به سمت همکاری گرویدند. هدف این پژوهش تبیین روابط روسیه و ترکیه در بحران سوریه از منظر رئالیسم مشروط میباشد. سوال اصلی نیز به این صورت است که روابط روسیه و ترکیه دربحران سوریه بر اساس چه الگوی نظری قابل تبیین است؟ که در پاسخ به سوال اصلی، فرضیه پژوهش بر این اساس است که روابط روسیه و ترکیه با توجه به تحول از فاز تنش و قطع روابط به همکاری و نزدیکی روابط بر اساس رئالیسم مشروط مبتنی بر اولویت دادن به همکاری به جای رقابت در روابط قدرتهای رقیب برای کسب منافع، قابل تبیین است. روش تحقیق دراین مقاله کیفی با رویکرد تبیینی-توصیفی است.