مناسک پاگشایی یک درمانگر: مطالعه مردمنگارانه چالشهای دوران رزیدنتی
نویسندگان
1 استادیار، گروه مردمشناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگا یزد، یزد، ایران
doi
10.22059/ijar.2026.406673.459946چکیده
هدف: دوران گذار رزیدنتی و تحصیل در این مقطع تحصیلی به صورت تمام وقت است و ساعات کاری مشخصی در این مسیر برای رزیدنتها تعیین شده است. نکته حائز توجه این امر است که با وجود مشخص بودن حداقل کشیکهای هر رزیدنت، هیچ حداکثری برای این کشیکها و حضور فعال رزیدنت در بیمارستان تعریف نشده است. ازاینرو این دوران به عنوان مرحلهای دشوار نه تنها با فشار روانی و بار سنگین مسئولیت همراه است، بلکه رزیدنت را با چالشهای زیادی روبهرو میسازد که میتواند بر هویت حرفهای وی و سلامت جسمانی و روانی دانشجویان پزشکی اثر منفی بر جای گذارد. ازاینرو مطالعه حاضر به واکاوی چالشها و تجربیات رزیدنتها در دوران گذار شغلی در بیمارستانهای آموزشی میپردازد. روششناسی: این تحقیق به روشی مردمنگارانه انجام گرفت و دادهها از طریق مشاهده مستقیم، مشاهده همراه با مشارکت و گفتگو عمیق و غیررسمی در دو بیمارستان آموزشی واقع در مناطق مختلف شهر یزد در طول سالهای 1404-1403 گردآوری شد. در این مطالعه از روش نمونهگیری در دسترس استفاده گردید و جمعآوری دادهها تا رسیدن به اشباع داده ادامه یافت. در ادامه روایتهای کلی از چالشهای موجود که رزیدنتها در زیست روزمره خویش با آن روبهرو هستند با استفاده از روش جیمز اسپردلی ارائه گردید و براساس رویکرد سه مرحلهایِ تحلیل قلمرویی، گونهای و مؤلفهای تحلیل شد تا لایههای معنایی پنهان این پدیده آشکار شود. برای قابلیت اعتماد یافتههای پژوهش نیز از استراتژی مشارکت بلند مدت و تکراری در میدان، جمعآوری اطلاعات از طریق مصاحبه و مشاهده و طراحی سوالات مصاحبه و استخراج کدها در جریان پیشرفت کار، استفاده شده است. در نهایت به منظور تحلیل یافتهها، نظریه مناسک پاگشایی یا گذار جنپ و ترنر استفاده گردید. یافتهها: براساس روایتهای برآمده از دوران رزیدنت بودگی؛ پنج قلمرو با مضامینی نظیر تجربه بیخوابیهای مکرر، محدودیتهای دسترسی به غذا، کنار آمدن با مرگ بیماران، مسیر طولانی پزشک شدن، حجم بالای مطالب درسی به همراه ارزیابی مستمر و به دوش کشیدن مسئولیتهای سنگین در بیمارستان استخراج شد. در تحلیل گونهشناسی، قلروهای شناسایی شده و مضامین خلق شده براساس رابطه معنایی که با یکدیگر دارند به شیوه نظاممند مرتب شدند و کدهایی چون؛ کنار آمدن با فرسایش تحصیلی، تنش نقشی، رنجِ بدون شیون، فقدان بهداشت تغذیه و خواب و چرخۀ بیپایان ارزیابی و یادگیری خلق گردید. در نهایت در مرحله مولفهای تمام قلمروها و گونههای شناسایی شده، زیر مضمون فرهنگیِ مناسک پاگشایی یک درمانگر قرار گرفتند. نتیجهگیری: رزیدنتها در طول دوران رزیدنتی دشواریهای زیادی را تجربه میکنند. این موارد عملکرد حرفهای و شخصی رزیدنتها را متأثر میسازد. برخی از این دشواریها نظیر کنار آمدن با مرگ بیمار، حجم بالای مطالب درسی و سالهای طولانی تحصیل جز جداییناپذیر حرفه و مسئولیت پزشکی است. اما بخشی از این چالشها جز ذاتی دوران رزیدنتبودگی تلقی نمیشوند و نیازمند انجام اصلاحات ساختاری در نظام آموزش پزشکی هستند که هم کیفیت آموزشی حفظ گردد و هم بین کار و زندگی رزیدنت تعادل برقرار شود.