بررسی صورت‌بندیِ گفتمان «اسلامِ سیاسی» و «مارکسیسم-کمونیسم ایرانی» از انقلاب ایران

نویسندگان

1 استادیار گروه علوم اجتماعی، دانشگاه علوم اسلامی رضوی

2 استادیار گروه علوم اجتماعی، دانشگاه علوم اسلامی رضوی

doi
10.22084/rjir.2022.25035.3392
چکیده

هدف: اگر با منطق تحلیل گفتمان، تأثیر گفتمان‌های نظری - عملی بر وقوع انقلاب 1357 در ایران را تحلیل کنیم، گفتمان‌های متعددی را می‌یابیم که بعضی از آنها متأثر از سنت‌های غربی شکل گرفته و بعضی از آنها تأثیر بیشتری از سنتِ اسلامی پذیرفته‌اند. در این مقاله با ترسیم منازعات گفتمانی دو گفتمان مارکسیسم-کمونیسم ایرانی (با محوریت سازمان مجاهدین خلق) و گفتمان اسلام سیاسی (با محوریت اندیشه‌های امام خمینی(ره))، نشان داده‌ایم که چگونه در یک سیر تاریخی، گفتمان اسلام سیاسی بر گفتمان دیگر غلبه یافته است. روش‌شناسی‌ پژوهش: تحلیل گفتمان با رویکرد لاکلا و موف تناسب قابل توجهی با موضوع این مقاله داشته و از آن استفاده شده است. یافته‌ها: در ذیل گفتمان مارکسیسم-کمونیسم ایرانی، سه دوره‌ی 1344-1350 (اسلام و مبارزه‌ی مسلحانه)، 1350-1354 (نبردِ ایدئولوژیک و ناکامی در اقدام انقلابی) و 1354-1357 (قطع واقعیت با جهان خارج) و در گفتمان اسلام سیاسی، سه دوره‌ی 1342-1349 (مرجعیت شیعی)، 1349-1356 (ولایت فقیه) و 1356-1357 (پیروزی انقلاب اسلامی) شناسایی شده‌اند. نتیجه‌گیری: بررسی منازعات گفتمانی فوق نشان می‌دهد که هر چند گفتمان اول، زودتر دست به کنش انقلابی و مبارزاتی زده است، اما به‌ جهت عدم ارتباط عمیق با زمینه‌های تاریخی و فکری جامعه‌ی ایرانی، در آستانه‌ی وقوع انقلاب، ارتباط وثیقی با واقعیت آن برقرار نکرد و در مقابل، گفتمان اسلام سیاسی بود که در یک سیر تاریخی، توانست غلبه‌ی گفتمانی خویش را محقق ساخته و به‌همین جهت، گفتمان انقلاب اسلامی را در ایران صورت‌بندی کند.