شرط ارتکازی استیلاد در نکاح دائم: تحلیل مبانی در فقه امامیه و اهل سنت و پیامدهای حقوقی آن
نویسندگان
1 عضو هیات علمی گروه حقوق دانشگاه آیت الله بروجردی (ره)
2 عضو هیات علمی گروه حقوق دانشگاه آیت الله بروجردی(ره)،
3 دکتری فقه و مبانی حقوق اسلامی دانشگاه فردوسی مشهد
doi
10.22091/dplic.2025.13120.1059چکیده
مقاله حاضر با رویکردی تطبیقی، وضعیت حقوقی سکوت زوجین درباره فرزندآوری در عقد نکاح دائم را در فقه امامیه و اهل سنت تحلیل میکند. یافتهها نشان میدهد که اختلاف این دو مکتب در تفسیر سکوت طرفین، نه صرفاً یک تفاوت فرعی، بلکه ناشی از تقابل دو نظام فلسفی در تبیین ماهیت قراردادهاست. درحالی که هر دو مکتب فقهی فرزندآوری را از مقتضای ذاتی عقد نکاح نمیدانند، در مواجهه با سکوت زوجین، دو رویکرد متمایز ظهور میکند: فقه امامیه با اتکا به پارادایم مقاصدی-عرفی، سکوت را به مثابه شرط ضمنی (ارتکازی) تفسیر میکند و با استناد به عرف و اهداف عقلایی ازدواج، در صورت امتناع یک طرف از فرزندآوری، ضمانت اجرای عسر و حرج را به رسمیت میشناسد. در مقابل، فقه اهل سنت با پیروی از پارادایم شکلگرایانه- لفظی، تنها اراده صریح را معتبر میداند و در غیاب شرط صریح، هیچ تعهد یا ضمانت اجرایی را قابل استناد نمیداند. این پژوهش استدلال می کند که مسئله استیلاد، کلیدی برای بازخوانی تفاوت های بنیادین در مبانی تفسیر قرارداد در فقه اسلامی است و بر ضرورت تصریح توافقات مرتبط با فرزندآوری در عقد نکاح تأکید می ورزد. یافتهها علاوه بر کاربرد در مطالعات فقه تطبیقی، پیامدهای عملی برای تقنین در حقوق خانواده دارد.