تقابلهای بنیادی در حماسههای آفرینش ایران و بینالنهرین باستان
نویسندگان
1 دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران
2 دانشیار گروه انسان شناسی دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22059/ijar.2024.374834.459858چکیده
هدف: هدف این مقاله بررسی موضوع تقابلها در اساطیرآفرینش ایران و بینالنهرین باستان است و براساس مطالعۀ گروهی از نمادهای کلیدی در اسطورههای آفرینش شکل گرفته است. روش انجام پژوهش، مطالعۀ ساختاری و تطبیقی اساطیر و ادیان است.روش شناسی: ابزار گردآوری اطلاعات استفاده از منابع مکتوب و کتابخانهای؛ به طور خاص منابع و کتابهای اسطورهشناسی و باستانشناسی است. اسطورههای آفرینش روایات متعدد و نظامهای پراکندهای را در برمیگیرد و ملاک ما در انتخاب این اساطیر به عنوان اساطیر آفرینش مضامینی است که به بحث آفرینش پرداخته است. در انجام پژوهش تقابلهایی که به صورت صریح ذکر شده است مانند نزاع و جدال و به صورت ضمنی مانند مناظره و گفتگو در متن اسطورهها امده است، مورد توجه بوده است.یافته ها: براساس یافتههای این پژوهش زنجیرهای از تقابلها در بطن اساطیر آفرینش تکرار شده است که ساختار معنایی این اساطیر را تعیین میکند. تقابلهایی مانند دامداری-کشاورزی، گیاه-درخت، قوچ-گاونر، عدد سه – عدد هفت، لاجورد – طلا از جملۀ این تقابلهاست. این تقابلها بر اساس تقابل اولیه و بنیادی تاریکی- روشنایی یا قدسی-ناقدسی شکل گرفته است که جهان و کائنات را به دو بخش اصلی تقسیم میکند و مطابق با آن، هستی و کائنات در نهایت به یکی از این دو قلمرو کیهانشناختی تاریکی- روشنایی تعلق دارند. ساختار تقابلی در اساطیر آفرینش، به مثابۀ زیرساختی است که تعدد روایات و اختلاف دیدگاهها و نمادهای مختلف را حول یک معنای مشترک و مشخصی نظم میدهد. زوجهای متقابل مضمونی فراتر از بیان تقابل پدیدههاست، بلکه نشاندهندۀ وجود قانون تعامل و دوگانگی و به عبارتی زوجیتی است که هدایت کنندۀ اصل حیات و جهان هستی است.نتیجه گیری: از این منظر روایات آفرینش همزمان مشخص کنندۀ ماهیت و جایگاه نمادین و هستیشناختی پدیدههاست. این اساطیر تنها بیانی مبهم و نمادین از پیدایش نیستند؛ بلکه روابط پدیدههای خلقت و امور هستی با یکدیگر و قوانین حاکم بر آن را مورد بحث قرار میدهند. این موضوع بیش از بیش جایگاه مهم این نوع از اسطورهها را در مطالعات اساطیر و ادیان را خاطر نشان میکند. با توجه به این یافتهها، گروه مهمی از ابهامات مطالعۀ اساطیر، مانند معنای نمادین درخت و یا گیاه زندگی در اساطیر خلقت و بحث پیدایش در ادیان مختلف را تا حدود زیادی توضیح میدهد. قواعد و کلیات در اسطوره نقش کلیدی دارند و برای مطالعۀ اسطورهها و متون باستانی ناگزیر از شناخت این قواعد هستیم که از مهمترین این قواعد تقابلها و دوگانههایی است که ریشه در دو بن بودن نظام آفرینش دارد. این دو بُنی یا دوگانگی چنان اهمیت دارد که تمام پدیدهها بر اساس آن میتوانند رمزگشایی شوند. بر این اساس گرچه نشام اسطورهای مجموعهای نمادین و گاه با مضامین ساده را مطرح میکند، در پشت آن نظام سترگی از معنا و نظم آفرینش قرار دارد که به شیوهای خاص از آن بهره میگیرد. حتی خدایان و پدیدههای خردتری مانند انواع کانیها، گاهشماری و تقویم و مناسک فرهنگی بر اساس این دوگانه شکل گرفتهاند