بررسی زبان استعاری در اشعار حوزه‌ی نوجوان افسانه ‌شعبان‌نژاد از منظر زبان‌شناسی‌شناختی در دفترهای شیشه‌ آواز، پرنده گفت شاعرم و یک شعر بی‌طاقت

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه کردستان مدرس حق التدریس دانشگاه

doi
10.22099/jcls.2020.33186.1674
چکیده

 چکیدهاستعاره از منظر زبان‌شناسان ‌شناخت‌گرا، به‌عنوان اساس اندیشگی انسان در تمامی حوزه‌های مفهومی ذهن، بیانگر این سخن بوده که زبان استعاری، تجلی روساختی استعاره‌ی مفهومی است و رابطه‌ی میان زبان انسان، ذهن و تجارب اجتماعی و فیزیکی او را شرح می‌دهد؛ افسانه ‌شعبان‌نژاد از جمله شاعران حوزه‌ی نوجوان بوده که در سروده‌هایش برای عینیت و تجسم‌بخشی، تصویرپردازی و بیان مفاهیم انتزاعی برای مخاطب نوجوان از زبان استعاری بهره برده است. بدین سبب بررسی استعاره‌ی زبانی این شاعر با دیدگاهی شناختی، پرسش اصلی پژوهش حاضر است و تحلیل انواع استعاره‌ی مفهومی در اشعار نوجوان وی هدف کلی این پژوهش است. این پژوهش با رویکردی تحلیلی‌توصیفی صورت گرفته و گردآوری منابع از طریق مطالعات کتابخانه‌ای است. نتیجه‌ی بررسی دفترهای شیشه ‌آواز، پرنده گفت شاعرم و یک شعر بی‌طاقت چنین بوده که کلان استعاره در بافت شعری شعبان‌نژاد، استعاره‌ی هستی‌شناختی با نگاشت‌های شی، انسان، مکان، ظرف، گیاه، غذا، حجم و صدا، برای ملموس‌ترکردن مفاهیم ذهنی مخاطب نوجوان به کار رفته است. طرح‌واره‌ی اصلی استعاره‌ی ‌ساختاری،  «زندگی، سفر است» است که دو طرح‌واره‌ی «رفتن، ماندن است» و «ماندن‌، غربت است» مقدمه‌ی آن محسوب می‌شوند، همچنین استعاره‌های جهتی نیز مکمل طرح‌واره‌های استعاره‌‌ی ساختاری هستند.