تحلیل گفتمان روابط قدرت بین کنشگران در داستانهای تألیفشده برای کودکان ایرانی به زبان فارسی با رویکردشناختی
نویسندگان
1 دانشجوی دکترا/ دانشگاه تربیت مدرس
2 دانشیار زبان شناسی دانشکده علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرس تهران ایران
3 استاد زبانشناسی دانشکده علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرس تهران ایران
4 دانشیار گروه زبان شناسی، دانشگاه تربیت مدرس
doi
10.22099/jcls.2020.34136.1713چکیده
در بیشتر موقعیتهای ارتباطی، قدرت کنشگران بر کنشهای زبانی تأثیر میگذارد و گفتوگویی را شکل میدهد که نشاندهندهی فرادستی یا فرودستی طرفین گفتوگو است. روابط قدرت در داستانهای کودکانه نیز مانند هر گفتمان دیگری برقرار است و چگونگی تعاملات شخصیتهای داستانی را تعیین میکند. این پژوهش بر آن است تا انواع این روابط و اهداف گفتمانی آنها را در متون داستانی کودکان شناسایی کند تا الگوهای ذهنی مرتبط با روابط قدرت را که در تولید این متون ایفای نقش کردهاند، مشخص کند. برای دستیابی به این هدف، راهبردهای زبانی متأثر از روابط قدرت بین کنشگران در چارچوب تحلیل گفتمان اجتماعیشناختی وندایک (2000) و نظریهی الگوهای ذهنی تحلیل شده است. روش تحقیق، توصیفیتحلیلی و شیوهی گردآوری دادهها به این گونه بوده که پیکرهای متشکل از صد داستان چاپشدهی ناشران کتاب کودکان در گروههای سنی «الف»، «ب» و «ج» مطالعه شده است. از این پیکره، سی داستان به روش هدفمند انتخاب و روابط قدرت بین شخصیتها تحلیل گردیده است. براساس نتایج، کلانساختاری که تولید متون بر مبنای آن شکل گرفته، سلطهگری را همواره محکوم به شکست نشان داده است. بهعبارت دیگر، الگوی ذهنی بهکاررفته در تولید متون داستانی برای کودکان ایرانی به زبان فارسی از کلیشهی روابط قدرت مسطح، همبستگی و برابری بین کنشگران پیروی کرده و روابط فرادست، فرودست را به حاشیه رانده است. این کلیشه، دیدگاه اجتماعی فارسیزبانان را به صاحبان قدرت مینمایاند. برنامهریزان آموزشی، نویسندگان، مترجمان و ویراستاران حوزهی کتاب کودک میتوانند از نتایج این تحقیق استفاده کنند.