گذار عربستان از دولت وهابی به وهابیت دولتی
نویسندگان
1 استادیار مطالعات منطقه ای دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران
doi
10.22124/wp.2020.17632.2661چکیده
هدف از این مقاله بررسی و تبیین رابطهی نظام سیاسی و نهاد دینی در عربستان سعودی است. این بررسی به فهم جامعتر و دقیقتر کنش سیاسی و اجتماعی رهبری سعودی در دو سطح داخلی و خارجی کمک می-کند. نویسنده از مجرای بررسیسیر قدرت و نفوذ علمای دین درعربستان در سطوح رسمی و اجتماعی، رویکرد نظام سیاسی در قبال آن نهاد، خواستههای نسل جوان، زنان، اقلیتها و نیز مطالبات و فشارهای بینالمللی برای پیشبرد اصلاحات رامورد واکاوی قرار میدهد. در این مقاله جویای پاسخگویی به این پرسش هستیم که رابطهی نظام سیاسی و نهاد دینی در عربستان سعودی در یک چشمانداز تاریخی، چگونه و چرا متحول شد و در دورۀ ملک سلمان چگونه قابل ارزیابی است. فرضیۀ مقاله آن است که رابطۀ نظام سیاسی و نهاد دینی در عربستان در طول یک سدۀ گذشته، به دلیل کاهش تدریجیِ استقلال نهاد دینی و نیز تمایل نظام سیاسی به بسط سلطۀ خود بر آن، به نحوی متحوّل شد که «دولت وهابی» ناشی از اتحاد آل-سعود و آلشیخ به مرور جای خود را به «دولتی شبهوهابی» داد که از وهابیت در برابر رقبا و مخالفان استفادۀ ابزاری (مشروعیتبخش) میکند. به عبارتی، این رابطه به تدریج به سود نظام سیاسی چربیده و نهاد دینی به تابعی از نهاد سیاسی تبدیل شده است. این فرایند در دورۀ ملک سلمان تحکیم شد به نحوی که تبعیتِ نهاد دینی از نظام سیاسی تشدید و نهاد دینی را در برابر نظام سیاسی به انفعال بیسابقهای کشانده است.