سیاستگذاری امنیت منطقهای ایران در محیط آشوبزده
نویسندگان
1 فوق دکترای سیاستگذاری راهبردی و استاد علوم سیاسی ، دانشگاه تهران ، ایران
doi
10.22124/wp.2020.4393چکیده
امنیت منطقهای بسیاری از کشورهای حوزه آسیای جنوب غربی در شرایط چالش و بحرانهای سیکلی قرار گرفته است. علت اصلی ظهور چنین بحرانهایی در جابه جایی قدرت و فقدان شکل بندیهای ساختاری در نظام بین الملل و محیط منطقهای قرار دارد. بحرانهای نوظهور عموما ماهیت ساختاری داشته و بیانگر آن است که بازیگران از سازوکارهای مربوط به نقش فراساختاری بهره میگیرند. ایران در زمره کشورهایی است که همواره نقش محوری در سازماندهی و موازنه امنیت منطقهای داشته است. سیاست و امنیت بینالملل در سالهای بعد از جنگ سرد با نشانههایی از بحران و تصاعد تهدیدات برای کشورهای مختلف همراه شده است. در این دوران، شکلبندیهای ساختاری با تغییراتی همراه گردیده است. ساختار دوقطبی کارکرد خود را از دست داد و زمینه برای شکلگیری وضعیتهای سیال در سیاست بینالملل به وجود آمد. در سالهای 2020-1991 سیاستگذاری امنیتی ایران با نشانههایی از چالش ناشی از نقش قدرتهای بزرگ، بازیگران منطقهای و گروههای هویتی روبه رو شده است. پرسش اصلی مقاله آن است که «سیاستگذاری امنیت منطقهای ایران در غرب آسیا دارای چه ویژگیهای رفتاری و ساختاری بوده است؟» فرضیه مقاله مبتنی بر این گزاره است که «سیاستگذاری راهبردی ایران در غرب آسیا به ویژه سوریه و عراق مبتنی بر نقش یابی حمایتی در مقابله با نیروی آشوب ساز بوده است.» در تبیین مقاله از «رهیافت سیاست آشوب زده» روزنا و «معمای کنش جمعی» الینر آسترم و هربرت سایمون استفاده شده است. روششناسی پژوهش بر اساس سازوکارهای تحلیل دادهها و تحلیل محتوا انجام شده است.