بررسی استعارهی دستوری در کتابهای داستان گروه سنی «الف» و «د»
نویسندگان
1 عضو هیئت علمی گروه زبانشناسی دانشکده ادبیات و زبانهای خارجی دانشگاه سمنان
2 گروه زبانشناسی دانشگاه سمنان
doi
10.22099/jcls.2020.26247.1531چکیده
بررسی استعارهی دستوری در کتابهای داستان گروه سنی «الف» و «د» چکیدهمنظور از استعارهی دستوری در دستور نقشگرا، جایگزینی یک مقوله یا ساختار دستوری با مقوله یا ساختاری دیگر است. هلیدی ضمن معرفی این اصطلاح، سه نوع استعارهی دستوری را شامل اندیشگانی، بینافردی و متنی معرفی کرده است. در مقالهی حاضر هر سه نوع استعاره براساس میزان و شیوهی کاربرد در متون داستانی گروه سنی «الف» و «د» بررسی شده است. پژوهشگران داستانهایی از افسانه شعباننژاد (درمجموع 37 جلد کتاب از دو گروه سنی «الف» و «د») را بهصورت تصادفی از میان آثار این نویسنده انتخاب و تحلیل و بررسی کردهاند. از مجموع 37 کتاب انتخابی، 28 کتاب داستان مربوط به گروه سنی «الف» و نه جلد داستان مربوط به گروه سنی «د» است. نتایج پژوهش نشان میدهد که میزان استفاده از انواع استعارهی دستوری در متون گروه سنی «د» (نوجوان) در مقایسه با متون گروه سنی «الف» (کودک) بیشتر است. علاوهبر موضوع کمیت، شیوهی بهکارگیری انواع استعاره نیز متفاوت است و در آثار مربوط به نوجوان تنوع بالاتری دارد. تعداد استعارهی اندیشگانی در متون داستانی نوجوان اختلاف زیادی با متون کودک دارد. داستان کودک بهدلیل نوع مخاطب، به سادگی و کوتاهی جملات گرایش دارد. این موضوع با درنظرگرفتن سطح درک کودک توجیهشدنی است. درک و پردازش استعارهی دستوری بهدلیل پیچیدگی ساختاری آن برای کودکان دشوار است. به نظر میرسد که نویسندگان داستان کودک به این نکته واقف هستند و آن را در خلق آثار حوزهی کودک بهدرستی لحاظ میکنند. کاربرد اندک استعارهی دستوری در کتابهای کودک با سهولت درک آن همراستا بوده و تغییر این الگو میتواند در درک متن کتاب برای کودک مشکل ایجاد کرده و در نتیجه فرایند ارتباط را مختل سازد.