موانع آزاداندیشی در تحلیل روابط بینالملل
نویسندگان
1 روابط بین الملل ،دانشکده حقوق و علوم سیاسی ،دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
doi
10.22124/wp.2020.16819.2536چکیده
نگاه بیطرفانه و خنثی در علم، از شاخصههای اصلی نظریه علمی و از ادعاهای بنیادین جریان غالب در نظریهپردازی روابطبینالملل است. از سوی دیگر نظریههای انتقادی در سیاست بینالملل با این باور که نقصانهای تحلیلی این حوزه ریشه در تنگنظریهای تحلیلی جریان غالب دارد، به نقد ابعاد اثباتگرایانه، خردگرایانه، مادیگرایانه، و نگرش سلطهجویانه و استیلاطلبانه این جریان پرداخته و منشا ناتوانی تحلیلی بسیاری از نظریات را به عوامل مذکور بازگرداندهاند. سوال مطرح این است که آیا میتوان میان محورهای نقادانه رویکردهای انتقادی و شاخصه بیطرفی علمی پل زد و از این طریق موانع آزاداندیشی در جریان غالب و منشا آن را ریشهیابی نمود؟ مدعای این نوشتار آن است که چهار مقوله فوق از طریق تحمیل مبانی فرانظری، غرضمندی و فهم تکوینی در شناخت مسائل، ممانعت از توزیع جهانی موضوعات و در نهایت التزام به سکولارسازی علم، مهمترین موانع اصلی آزاداندیشی در حوزه تئوریپردازی روابط بینالملل را شکل بخشیدهاند و در میان این عوامل مولفه اخیر دارای نقش محوری است. از جمله دستاوردهای این نوشتار آن است که با استفاده از روش تحلیلی میان ریشههای سکولاریستی در سیاستبینالملل و موانع آزاد اندیشی و نگاه بیطرفانه ارتباط برقرار میسازد. مسالهای که جریان انتقادی نیز از آن مصون نمانده است.