مردم نگاری شبکهای کنشهای فمتریپهای ایرانی در بستر شبکههای اجتماعی (مطالعه چندموردی: اینستاگرام و یوتیوب)
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی گروه مدیریت بازرگانی و کار آفرینی دانشکده مدیریت و حسابداری دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت فناوری اطلاعات، دانشگاه علم و صنعت ایران، تهران، ایران
3 استادیار گروه مدیریت بازرگانی و کارآفرینی، دانشکدۀ مدیریت و حسابداری، دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران، قم، ایران
doi
10.22059/ijar.2025.401089.459931چکیده
هدف: سفرهای آشنایی یا به اختصار فمتریپها، عنصر مهمی برای اپراتورهای تور برای تبلیغ مقاصد گردشگری، هتلها و فعالیتهای گردشگری هستند. یکی از بزرگترین چالشهای گردشگری ایران، تصویر نامطلوب در رسانههای جهانی است. فم تریپ میتواند با دعوت از: تورگردانهای معتبر، خبرنگاران و روزنامهنگاران، بلاگرها و اینفلوئنسرهای سفر، مسیر «بازسازی تصویر» ایران را هموار کند. وقتی این افراد تجربه مستقیم، امن و جذاب از ایران داشته باشند، روایتهای مثبت آنها بسیار اثرگذارتر از تبلیغات رسمی است. هدف این پژوهش واکاوی نحوه کنشگری فمتریپهای ایرانی در شبکههای اجتماعی «اینستاگرام و یوتیوب» است. روششناسی: در این مطالعه از استراتژی کیفی نتنوگرافی (مردم نگاری شبکهای) استفاده شده است. دادهها شامل محتوای تولید شده توسط کاربران در واکنش به فمتریپهای مربوط به مقاصد و جاذبههای گردشگری ایران در 9 صفحه منتخب در اینستاگرام و یوتیوب بود. به علاوه، دادهها با استفاده از نشانه شناسی تحلیل شد. بازه انتشـار فمتریپها از ابتدای سال1400 تا اخر مرداد 1403 بود. یافتهها: نتایج نشان داد که انتظارات عمده گردشگران بالقوه از فم تریپهای ایران عبارتند از «شفافیت، واقعگرایی و اعتماد به محتوا»، «تجربهگرایی فرهنگی و تعامل انسانی» و «آموزش سفر و الهامبخشی دیجیتال». افزون بر این، نتایج حاکی از آن بود که تصور گردشگران بالقوه از فمتریپهای ایرانی آن است که «ایران؛ کشوری با جاذبههای تاریخی و فرهنگی غنی» است و «چالشها و تناقضهایی در روایتهای رسانهای» وجود دارد. سرانجام، مشخص شد که توصیه های کاربردی برای توسعه صنعت گردشگری ایران شامل «شفافسازی و واقعگرایی در روایتها»، «توجه به تنوع فرهنگی و اجتماعی»، «استفاده مؤثر از شبکههای اجتماعی» و «مدیریت نقدها و بازخوردها» است. نتیجه گیری: یافتههای این مطالعه نتنوگرافی نشان میدهد که فمتریپهای ایرانی نقش مهمی در شکلدهی به تصویر مقصد در شبکههای اجتماعی دارند و بر ضرورت انتخاب راهبردی اینفلوئنسرها و طراحی روایتهای هدفمند تأکید میکنند. تحلیل دادهها بیانگر آن است که سازمانهای گردشگری باید از رویکردهای تبلیغاتی یکسویه فاصله گرفته و بهجای آن، شیوههای همآفرینی را تقویت کنند تا اینفلوئنسرها بتوانند محتوای اصیل و تجربهمحور تولید کنند و در نتیجه تعامل مخاطبان را افزایش دهند. علاوه بر این، نتایج نشان میدهد که اثربخشی پایدار فعالیتهای فمتریپ مستلزم ایجاد همکاریهای بلندمدت با تولیدکنندگان محتوای معتبر و همسویی میان ارزشهای مقصد و برند شخصی اینفلوئنسرهاست. در مجموع، این دلالتها بر لزوم استفاده از راهبردهای دیجیتال هدفمندتر و مبتنی بر رابطه برای ارتقای دیدهشدن و اعتمادپذیری مقصدهای گردشگری ایران تأکید میکنند