قصدی یا قهری بودن مالکیت در حیازت مباحات عامه
نویسندگان
1 پژوهشگر حوزه علمیه قم
2 دانشجوی دکتری فقه و مبانی حقوق اسلامی، دانشگاه قم، قم، ایران
3 کارشناس ارشد رشته فقه و مبانی حقوق اسلامی / دانش آموخته حوزه علمیه قم
4 دانش آموخته سطح 4 حوزه علمیه قم
doi
10.22091/dplic.2025.12474.1051چکیده
در فقه اسلامی و حقوق ایران و برخی از کشورهای عربی، حیازت مباحات در چارچوب قانون و نظم عمومی، یکی از راههای مالکیت است. در ارکان مالکیت با حیازت، اختلاف شده و برخی، علاوهبر حیازت که عمل مادی است، قصد تملک را هم بهعنوان عنصر معنوی لازم دانستهاند. در مقابل، گروهی از فقیهان، مالکیت با حیازت را قهری میدانند. سؤال اصلی نوشتار حاضر، قصدی یا قهری بودن مالکیت در حیازت مباحات عامه است؟ یافتههای این پژوهش به روش توصیفی ـ تحلیلی و تطبیقی نشان میدهد که ادلهٔ قصدی بودن، توان اثبات ادعا را ندارد. بیشتر این ادله برای هر دو ادعا قابلارائه بوده و به خاطر تعارض دو گروه از ادله، تساقط کرده و هر دو دسته از ادله کنار گذاشته میشوند. استناد بهتصریح ماده 143 ق. م ایران نیز گذشته از آنکه مصادره به مطلوب بوده، از خلط بین حیازت و احیا ناشی شده است. در مقابل، برای قهری بودن مالکیت در حیازت، به چهار دلیل استناد شده است: اطلاق روایت «للید ما أخذت» که بیان داشته: «سهم کسی که پرنده را دیده، همان دیدن پرنده است و پرنده، ملک کسی است که آن را گرفته است»؛ جزء سبب بودن حیازت در ایجاد ملکیت که با شک در اشتراط نیت در مملِّک بودن حیازت، اصل عدم اشتراط جاریشده و شرطیت قصد، منتفی میشود؛ تناسب گوهر حیازت مبنی بر تحت استیلا و سیطره درآوردن، با قهری بودن اثر آن و سیره عقلا. برآیند ادله هر دو دیدگاه، قهری بودن مالکیت در حیازت مباحات عامه است. به عبارتی، همینکه مال حیازت شده تحت سلطنت عرفی فرد حیازت کننده واقع شود، کافی است؛ نه اینکه حیازت، شبیه ارث، قهریِ محض باشد. با این توضیح، همچنان که مواد 1212 ق.م ایران و 950 ق.م مصر تصریح کردهاند، اثر حیازت بر حیازت کودک ممیز و حتی مجنون نیز بار میشود؛ البته با فرض قصد حیازتِ مطرحشده در ماده 149 ق.م ایران که همان سلطنت عرفی است. سیره عقلا نیز مؤید تأثیر حیازت کودکان در خروج مال مباح از اباحه است.