نقش جنسیت در محدودیتهای ادراکشده و انگیزههای مشارکت گیمرهای ایرانی بر اساس مدل پیوستار روانشناختی
نویسندگان
1 استادیار گروه علوم ورزشی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
2 دانشکده علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
3 دانشجوی کارشناسی ارشد رشته مدیریت ورزشی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
doi
10.22054/nms.2023.66927.1366چکیده
هدف پژوهش حاضر تعیین نقش جنسیت بر درک محدودیتها و انگیزههای گیمرهای ایرانی در مدل پیوستار روانشناختی (PCM) است. روش تحقیق توصیفی - تحلیلی است که به شکل میدانی انجام شد. جامعه آماری این پژوهش گیمرهای زیر ۳۰ سالی هستند که حداقل یک ساعت در هفته بازی میکنند. ابزار جمعآوری اطلاعات پرسشنامههای فانک (۲۰۰۸) برای تشخیص مراحل مختلف مدل پیوستار روانشناختی، کرافورد (۱۹۹۱) برای تعیین محدودیتهای فراغت و سیانفرون و همکاران (۲۰۱۱) برای سنجش انگیزه بود که پس از بررسی روایی و پایایی در اختیار نمونهها قرار گرفت. بهمنظور تجزیهوتحلیل دادهها از آمار توصیفی با تأکید بر شاخصهای آماری گرایش به مرکز و پراکندگی استفاده شد. ابتدا سطوح پیوستار روانشناختی برای هر یک از شرکتکنندگان بر اساس نمراتشان شناسایی شد. از آزمون t مستقل برای بررسی تفاوت محدودیتها و انگیزههای گیمرهای زن و مرد در سطوح مختلف PCM استفاده شد. نتایج نشان داد که بین زنان و مردان در درک محدودیتها و انگیزههای گیمرها در مراحل مختلف PCM تفاوت معناداری وجود داشت. بر اساس نتایج میتوان اینگونه نتیجهگیری کرد که جنسیت عامل مهمی در انگیزههای مشارکت و محدودیتهای ادراکشده گیمرهای ایرانی است و هرقدر به سطوح بالاتر پیوستار روانشناختی میرویم میزان تأثیرگذاری جنسیت در انگیزهها و محدودیتها بیشتر خواهد شد و تعداد گیمرهای مرد در مراحل جذب، دلبستگی و وفاداری بیشتر از گیمرهای زن است.