کاربست مؤلفه‌های «ادبیات مرزی» در دو داستان زیبا صدایم کن و دنی قهرمان جهان

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

2 دانشجوی کارشناسی ارشد زبان ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

3 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

doi
10.22099/jcls.2020.34216.1715
چکیده

زهرا آقابابایی خوزانی*فرشته محجوب**فتانه دلیلی*** چکیده«ادبیات مرزی» یا «دوگانه‌نویس» بر آن دسته از آثاری اطلاق می‌شود که توجه هر دو طیف سنی کودک و بزرگسال را به خود جلب می‌کند و برای آن مرز و محدوده‌ی خاصی متصور نیست. به این گونه‌ی ادبی که در قرن بیستم میلادی به‌تدریج کاربردی بیشتر یافته، با آنکه در تمام انواع ادبی و به‌‌ویژه داستان مصادیق متعدد دارد، اندک پرداخته شده و شاخصه‌های آن همچون آمیختگی زبانی، تقابل تعاریف و صفات، ملموس‌کردن امور انتزاعی و تداخل فضا و مکان که بخشی از مؤلفه‌های «ادبیات مرزی» است، کمتر استخراج شده و به آن دقت شده است. جستار حاضر، نخست گذری کلی بر دو داستان زیبا صدایم کن از فرهاد حسن‌زاده و دنی قهرمان جهان از رولد دال به‌‌عنوان نمونه‌هایی برجسته و هم‌تراز از ادبیات دوگانه‌نویسی خواهد داشت و سپس آن دو را باتوجه‌به سویه‌های مضمون، معنا و ساختارشان مقایسه خواهد کرد. حاصل آنکه هر دو داستان در وجوهی همچون استفاده از ابزارهای روایی، حضور هم‌زمان شخصیت کودک و بزرگسال، زاویه‌ی دید قهرمان کودک، گذران سریع دوران کودکی و رسیدن به بزرگسالی، داشتن نگاه رئالیسم انتقادی و کاربست هم‌زمان طنز در بن‌مایه‌ای تراژیک و تلفیق واقعیت واقعی با واقعیت وهمی به‌هم شبیه‌اند، اما در توجه به خواننده‌ی مستتر، در القای مفاهیم ضمنی در متن، کیفیت به‌کارگیری زبان، نقش‌آفرینی شخصیت مکمل و تکنیک‌ بازی با زمان با هم متفاوت هستند و در نتیجه در ژانر ادبیات مرزی در یک جایگاه قرار نمی‌گیرند.