نقد اسطوره شناختی مرگ در کتاب مرگ بالای درخت سیب
نویسندگان
1 زبان و ادبیات فارسی، ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
2 گروه ارتباط تصویری و تصویرسازی، دانشکده تجسمی، دانشگاه هنر تهران
doi
10.22099/jcls.2020.33832.1704چکیده
نقد اسطورهشناختی مرگ در کتاب مرگ بالای درخت سیب ریحانه عسکری*علی بوذری** چکیدهدر طول تاریخِ اندیشهی اسطورهای بشر، شاهد اساطیر جهانشمول بسیاری هستیم. اساطیری مانند مرگ، آفرینش و نخستین انسان. فارغ از اینکه خواستگاه این اساطیر مشترک کجا است، این قبیل اسطورهها کارکردهای مشابهی با یکدیگر دارند. برای مثال، مرگ در بسیاری از اساطیر، حاصل گناه یا دشمنی بوده است یا انسانها با وجود آنکه تمایل بسیاری به جاودانگی داشتهاند، بهسبب گناه خویش، نفرین اهریمن یا دشمنی خدایان، میمیرند. بنابراین مرگ در بیشتر مواقع برای انسان هراسآور بوده است. مرگ بهعنوان یکی از مهمترین اضطرابهای بشری، شکلهای گوناگونی به خود میگیرد. کاترین شارر در کتابش نمونهای از این اضطرابها که همانا ترس از نابودی است را به کمک متن و تصویر به نمایش درآورده است. در کتاب مرگ بالای درخت سیب با درنظرگرفتن اشتراکات میان اساطیر در چهرهی مرگ، سعی شده است نگاه متفاوتی به مرگ و زندگی ارائه شود. مرگ در این کتاب حاصل گناه و دشمنی نیست، بلکه بخشی از زندگی است. در واقع مرگ، خود زندگی است تاجاییکه زندگی بدون مرگ و مرگ بدون زندگی، معنایی ندارد. مرگ در این کتاب دوشادوش زندگی ایستاده است. پژوهش حاضر با روش توصیفیتحلیلی انجام شده و در آن سعی کردهایم تا چگونگی بازنمایی مرگ را در متن و تصویرِ کتاب مرگ بالای درخت سیب بررسی کرده و خاطرنشان کنیم که جلوهی رعبآور مرگ، تنها یک نمود از هزاران جلوهی دیگر آن است.