واکاوی مردم شناختی چالش های اجتماعی- فرهنگی پیش روی جامعه معلولین

نویسندگان

1 دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران

2 دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران

doi
10.22059/ijar.2024.380533.459882
چکیده

هدف-معلولیت پدیده‌ای زیستی، اجتماعی است که تمام جوامع صرف‌نظر از میزان توسعه‌یافتگی با آن مواجه هستند. گروه‌هایی که توجه به نیازهای زیستی آنان در محیط اجتماعی می‌تواند امکان حرکت مستقل و فارغ از کمک دیگران را برای ایشان فراهم کند، در نتیجه بر پویایی زندگی این گروه‌ تأثیر شایان دارد. در پژوهش حاضر که با عنوان «ریشه‌ها و علل بروز آسیب‌های اجتماعی پیش روی زنان معلول تهرانی» انجام شد. هدف از انجام این‌ مطالعه واکاوی تجربه زیسته زنان معلول تهرانی از آسیب‌های اجتماعی بود. روش­شناسی-به منظور دستیابی به هدف تحقیق، رویکرد کیفی‌ پدیدارشناسی‌ انتخاب شد. روش نمونه­گیری نیز به صورت ترکیبی از دو رویکرد نمونه گیری در دسترس و نمونه گیری گلوله برفی بود که تا اشباع نظری ادامه یافت. فرآیند شناسایی نمونه­ها و آماده­سازی و مصاحبه با 30 شرکت کننده حاصل شد. و داده­ها با استفاده از رویکرد کلایزی تحلیل شد. یافته­ها-یافته­ها حاکی از آن است که ریشه‌ها و علل بروز آسیب‌های اجتماعی پیش روی زنان معلول تهرانی عبارتند از: ضعف قوانین و مقررات؛ ضعف برنامه‌ریزی در حوزه آموزش و توانمندسازی زنان معلول؛ ضعف در آگاهی‌بخشی و فرهنگ‌سازی؛ همچنین نحوه مواجه زنان معلول با این پدیده عبارتنداز: عدم پذیرش ‌و‌ پنهان‌سازی پذیرش و مواجهه و  خودتوانمندسازی می­باشد. نتیجه­ گیری- در جامعه با افراد دارای معلولیت به نحوی برخورد می‌شود که آن‌ها را ناتوان جلوه داده و فعالیت‌های اجتماعی و حضور در اجتماع را از آن‌ها سلب می‌کنند و یا به نحوی با آن‌ها رفتار می‌شود که خودشان از حضور در جامعه احساس خوبی نداشته باشند و ترجیح دهند در خانه بمانند. آگاهی کلی فرهنگ در مورد نحوه درمان و تعامل با معلولیت، از ابتدا نیاز به تغییر دارد؛ باید به فرزندان آموخت که تفاوت دوستان معلول‌شان را نه تنها مسخره نکنند، بلکه آن تفاوت و تلاش‌های فرد معلول را بستایند. اگر کودکان این چنین بیاموزند و چنین آموزه‌هایی از سنین ابتدایی صورت بگیرد، تمایز بین اقشار مختلف جامعه کاسته و مشارکت اجتماعی بیشتری صورت خواهد گرفت