جهانی شدن و کاربست«جهان-محلیگرایی روششناختی» در تحلیل جنبشهای پسا 2011 عربی
نویسندگان
1 دانشگاه رازی
2 هیئت علمی
3 گروه علوم سیاسی
doi
10.22124/wp.2020.14811.2329چکیده
مسئله محوری این پژوهش جهانی شدن و کاربست«جهان-محلیگرائی روش شناختی» در تحلیل نتایج متفاوت جنبشهای پسا 2011 عربی است. جهانی شدن روند و تزی تحول آفرین است که در ابعاد مختلف، بیشتر مناطق جهان را تحت تأثیر قرار داده است. در این راستا منطقه خاورمیانه عربی یکی از این مکانها است که در چند دهه اخیر مورد رسوخ فرایندهای جهانی شدن بوده است و دگرگونیهای را در حیات سیاسی کشورهای این منطقه موجب شده است. پرسش اصلی این است که جهانی شدن در مواجه با نظامهای سیاسی مختلف عربی چگونه منجر به بروندادهای متفاوت در مسیر جنبشهای موسوم به بهار عربی شده است؟ فرضیه این است که جهانی شدن به مثابه فرایندی تحول آفرین در یک رابطه دیالکتیکی با بافتها/ساختهای متفاوت داخلی هر کدام از کشورهای عربی، بروندادهای متفاوتی را در مسیر این جنبشها موجب شده است. در این پژوهش پس از بیان اهمیّت جامعه شناسی جهانی شدن، سعی خواهیم داشت به تحلیل جنبشهای پسا 2011 عربی و نتایج متفاوت آنها در چارچوب جهان-محلیگرائی روش شناختی(به مثابه هدف پژوهش) بپردازیم. یافتههای پژوهش نشان می دهد که منطق دیالکتیکی نهفته در جهان-محلیگرائی روش شناختی سبب افزایش فهم ما از مکانیزم تأثیرگذاری جهانی شدن بر نتایج متفاوت جنبشهای پسا 2011 عربی خواهد شد.