نظریه فطرت و کاربست الهیاتی آن از منظر حکیم شاه آبادی و جان کالوین

نویسندگان

1 عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبائی

2 دانشجوی دکتری مدرسی معارف اسلامی دانشگاه علامه طباطبایی.

3 دانشیار دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه علامه طباطبایی

4 عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبائی

doi
10.22034/ksiu.2024.100.75
چکیده

هدف: فطرت، یکی از کلیدواژه‌های مهم برای ورود به ساحت انسان است که در آموزه‌های دینی و علوم گوناگون، همچون منطق، فلسفه، کلام و عرفان، بررسی شده است. پژوهش حاضر، به منظور بازشناسی کارکردهای فطرت در حوزۀ معرفت‌شناسی بر اساس نظام فکری حکیم شاه‌آبادی و جان کالوین انجام شد. هدف این پژوهش با توجه به قرابتِ موضوعی(اعتقاد پیشینی به خداوند) که میان نظرات این دو اندیشمند وجود دارد، تحلیل دیدگاه آنان در این موضوع و بررسی وجوه اشتراک و افتراق آنها بوده است. روش: روش انجام این پژوهش، توصیفی، تحلیلی- تطبیقی بوده است. یافته‌ها: یافته‎های پژوهش در وجوه اشتراک؛ شهودی و درونی بودن معرفت فطری، دایتگری معرفت فطری، تأثیر گناه بر معرفت فطری، تفکیک میان طبیعت و فطرت و خلقت انسان به صورت پروردگار ودر وجوه افتراق؛ اختلاف نظر در ماهیت انسان، سبک نظریه‌پردازی و جبر و اختیار بود. نتیجه‌گیری: با رویکرد تطبیقی، روشن شد که نظریه‌پردازی حکیم شاه‌آبادی در حوزۀ کارکردهای معرفت‌شناختیِ فطرت، به دلیل گستره، ثُبات، عمق و استدلال نظریه، بر نظرات جان کالوین برتری دارد و دارای غنای علمی و آثار معرفت‌شناختی بیشتری است.