خوانش بینامتنی اسطوره در نمایشنامهی تشتر نگهبان باران
نویسندگان
1 ایران، بیرجند، دانشگاه بیرجند، دانشکده زبان و ادبیات فارسی، گروه ادبیات
2 ایران، بیرجند، دانشگاه بیرجند، دانشکده ی زبان و ادبیات فارسی، گروه ادبیات
3 دانشگاه بیرجند، گروه زبان و ادبیات فارسی، ایران، بیرجند
doi
10.22099/jcls.2020.35552.1755چکیده
ابراهیم محمدی*اکبر شایانسرشت**عفت فارغ* چکیدهآثار نمایشی کودک و نوجوان، بهویژه وقتی پدیدآورندگان آنها در تعاملی بینامتنی با متون کهن، عناصر ساختاری مهمی از قبیل زمان، مکان، شخصیتهای داستانی، پیرنگ و گاه حتی همهی پیکرهی داستانی را دستمایهی کار خود قرار میدهند، گذشته از فراهمآوردن زمینهی سرگرمی و تفریح و تخلیهی روانی، از سویی کارکرد آموزشی دارد و از دیگرسو بستر مناسبی است برای انتقال میراث نیاکان ما (سنتها، آیینها، دین و مذهب، سیاست و هنجارهای اجتماعی و اخلاقی جامعه) به آگاهی نسل امروز. یکی از این آبشخورهای برجسته، اسطوره و روایتهای اسطورهای است که همواره به اشکال مختلف در آیینها، باورها و متون ادبی و هنری از جمله داستانها، نمایشنامهها و فیلمنامهها بازتاب یافته است. در این جستار با بهرهگیری از نظریهی ترامتنیت ژرار ژنه، بهویژه بیشمتنیت او و بهشیوهی توصیفیتحلیلی، چگونگی بازآفرینی اسطورهی باران در نمایشنامهی تشتر نگهبان باران نوشتهی آتسا شاملو بررسی شده است. از مهمترین یافتههای پژوهش حاضر میتوان به این نمونهها اشاره کرد: نمایشنامهی تشتر نگهبان باران در همهی مراحل پنجگانهی ترامتنیت (بینامتنیت، سرمتنیت، پیرامتنیت، فرامتنیت و بیشمتنیت) کاملاً متأثر از اسطورهی باران بوده است. نویسنده، در بخش بیشمتنیت بیشترین تأثیر را از اسطورهی باران پذیرفته است، یعنی هم از همانگونگی بهره برده و هم از تراگونگی. در واقع تأثیر او از اسطورهی باران و تغییردادن (تراگونگی) آن متناسب با حالوهوای مخاطب، باعث شده تا بتواند اثری جذاب برای کودکان و نوجوانان خلق کند. همچنین نویسنده در پیرامتنیت آستانههایی را برای متن خود قرار داده است که با شناخت آنها درک متن برای مخاطب آسانتر میشود. بنابراین بدونشک اسطورهی باران از پیشمتنهای اصلی در خلق این اثر بوده است.