جایگاه راهبرد بازدارندگی برونمرزی در منظومه دفاعی ـ امنیتی جمهوری اسلامی ایران درآسیای جنوب غربی
نویسندگان
1 استاد علوم سیاسی دانشگاه شاهد
2 دانشجوی دکتری علوم سیاسی، گرایش آینده پژوهی مطالعات سیاسی انقلاب اسلامی
3 استادیار علوم سیاسی دانشگاه شاهد
doi
10.22124/wp.2020.15798.2426چکیده
برجستهترین و مهمترین کار ویژهی متولیان بخش نظامی ـ امنیتی یک کشور، گزینش و کاربست راهبرد مطلوب به منظور عینیتبخشی به امنیت مرزی ـ سرزمینی است. ایران در گسترهی بحرانزا و چالشآفرین غرب آسیا قرار دارد و مشخصاً نواحی غربی آن از دیرباز در معرض تهدیداتِ وجودی و پایدار قرار داشته است. تصمیمسازان حوزه سیاسی ـ دفاعی ایران علاوه بر استقرار یگانهای کارآزمودهی نظامی ـ اطلاعاتی در مناطق مرزی، اتخاذ یک راهبرد برونمرزی به منظور دور نگه داشتن تهدیدات از مرزهای بینالمللی را اهرمی مناسب میپندارند که فقدان آن تأمین و تثبیت امنیت در چنین محیط بحرانزایی را دشوار میسازد. سؤال اصلی پژوهش این است که راهبرد بازدارندگی برونمرزی چه جایگاهی در منظومهی سیاست دفاعی ـ امنیتی ایران در منطقه غرب آسیا دارد؟ راهبرد برونمرزی ایران دارای چهار لایهی دفاعی در عراق، سوریه، لبنان و یمن است، در این میان سپاه قدس محور شبکه را تشکیل داده و حزبالله لبنان، حشدالشعبی، انصارالله، تیپ فاطمیون و زینبیون حلقههای شبکه را شکل میدهند. این راهبرد ماهیت تهاجمی نداشته بلکه هدف پایهای آن ایجاد نوعی سامانهی بازدارنده و تدافعی جهت مقابله با منابع تهدید است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که پیامدهای مطلوب راهبرد بازدارندگی برونمرزی نظیر مقابله با تهدید تروریسم، موازنه نامتقارن در برابر دشمنانی نظیر آمریکا و اسرائیل، تقویت عمق استراتژیک و در نهایت حفظ و تثبیت امنیت سرزمینی باعث شده تا در سپهر سیاست خارجی ایران جایگاه بسیار مهمی داشته باشد. روش پژوهش کیفی بوده، مسئله اصلی با رویکرد توصیفی ـ تحلیلی بررسی شده و ابزار گردآوری دادهها نیز فیشبرداری است.