صورتهای خیالیِ مجموعهی شعری پشت یک لبخند بیوک ملکی بر اساس نظریهی ژیلبر دوران
نویسندگان
1 گروه آموزشی زبان و ادبیّات فارسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه بجنورد، بجنورد، ایران
doi
10.22099/jcls.2020.34468.1721چکیده
امید وحدانیفر* چکیدهتخیل در تمام نمودهای مذهبی، اسطورهای و ادبی این قدرت متافیزیکی را دارد که آثاری علیه زوال، مرگ و سرنوشت خلق کند. گذر زمان و ترس از مرگ، مقولهای است که همواره ذهن انسان را آشفته و پریشان کرده است و او را واداشته تا برای مقابله با اضطرابِ مرگ، خودآگاه یا ناخودآگاه واکنش نشان دهد. در میان شاعران حوزهی نوجوان نیز مرگاندیشی، ذهن خلاق بیوک ملکی را بر آن داشته تا برای درمان اضطراب مرگ برای مخاطبانِ نوجوانش به قوهی تخیل خویش پناه ببرد و ترسها و شیوههای کنترل آن را در تخیل خود با تصاویری نمادین بازگو کند. ازآنجاییکه مجموعهشعر پشت یک لبخند از ملکی تصاویر دو قطبی (مثبت و منفی) را دارد، پژوهشگر را بر آن داشته تا با نگاهی نو، صورتهای خیالیِ موجود در این مجموعهشعر را طبق نظریهی ژیلبر دوران با استفاده از روش کتابخانهای بررسی کند و پاسخ این پرسش را بیابد که بارزترین صورتهای خیالی این مجموعهی شعری، متعلق به کدام منظومهی تخیلی است؟ نتیجهی کلی پژوهش حاضر بیانگر این نکته است که بیشترین تمایل اندیشهی ملکی در این مجموعه، به منظومهی روزانهی تخیلات با ارزشگذاری مثبت است که نشان میدهد شاعر تا اندازهی زیادی به دنیای نوجوانان وارد شده و تصویر مرگ را در تخیل خود تلطیف کرده و وحشت آن را گرفته و به جای آن، تصویرهای خیالانگیز و امیدبخش آفریده است. زمان و مرگ در تخیل این شاعر در ریختهای حیوانی، تاریکی و سقوطی ظاهر شده و سپس با تصاویری متضاد کنترل گردیده است. در مجموع تصویرآفرینیهای موجود در مجموعهشعر پشت یک لبخند از نظر ترتیب فراوانی بدین شرح است: ریختهای تماشایی 36 نمونه (13/39 %)، ریختهای عروجی 23 نمونه (25 %)، ریختهای تاریکی 18 نمونه (56/19 %)، ریختهای سقوطی 7 نمونه (60/7 %)، ریختهای جداییکننده 5 نمونه (43/5 %) و ریختهای حیوانی 3 نمونه (26/3 %).