دیدگاه: گام نخست در ورود به نظریه‌ی رمان فلسفی در برنامه‌ی فلسفه برای کودکان: بررسی انتقادی دیدگاه‌های پیشگامان و اندیشمندان فبک به رمان فلسفی

نویسندگان

1 گروه آموزش و پرورش، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبائی

doi
10.22099/jcls.2021.6480
چکیده

هدف از این مقاله بررسی انتقادی دیدگاه­های پیشگامان و اندیشمندان برنامه­ی فلسفه برای کودکان درباره­ی رمان فلسفی، به­ویژه، رمان فلسفی نوجوان است. به منظور دستیابی به این هدف، کوشیده­ام نگاه­ها به رمان فلسفی در برنامه­ی فلسفه برای کودکان را از آغاز تا اکنون بکاوم تا ضمن به­دست دادن تصویری بزرگ از این پدیده، به کاستی‌های برنامه­ی فبک در رویکردش نسبت به انتخاب رمان­های مناسب برای حلقه کندوکاو و راه برون­رفت از آن­ها بپردازم. این تحقیق نشان می­دهد فبک تاکنون دو رویکرد را در مورد کاربرد رمان در پیش گرفته است: رویکرد انتخاب رمان­های هدفمند لیپمنی و استفاده از رمان­های موجود نوجوان و کلاسیک. درمورد کاربرد رمان­های لیپمنی در این مقاله سه نگاه کشف شده که آن­ها را «در ستایش منحصربه­فرد بودن رمان­های لیپمنی»، «در نقد و پذیرش همزمانِ رمان­های لیپمنی و ادبیات کودک» و «در نقد رمان­های لیپمن و توصیه به استفاده از ادبیات کودک موجود» نامیده­ام. نگاه­ها به رمان فلسفی در این برنامه حاکی از آن است که با توجه به کاستی­های روایت­هایی که لیپمن رمان فلسفی می­نامد و همچنین با توجه به اینکه تا اکنون رمان فلسفی به عنوان آثار ادبی مستقلی دیده نشده که با وجود بهره­مندی از غنای ادبی، توانایی پرورش تفکر (فلسفی) را نیز دارا باشد، زمان آن فرا رسیده که بیش­از­پیش رمان­های موجود به­ویژه رمان نوجوان را  به مرکز و توانمندی­های این ژانر را در پرورش تفکر (فلسفی) به حساب آوریم.