نگرشی تئوریک بر تحلیل تئوری سیکلی و کارآمدی آن در سیاست خارجی

نویسندگان

1 استادیار روابط بین الملل دانشگاه اردکان

doi
10.22124/wp.2020.15690.2431
چکیده

اصولاً سیاست خارجی یکی از کارویژه‌های مهم بازیگران در عرصه بین‌الملل می‌باشد، به گونه‌ای که نداشتن سیاست خارجی صحیح و مناسب منجر به سردرگمی در اهداف و کارکردهای بازیگران در عرصه بین‌الملل می‌شود. یکی از مفاهیمی که با سیاست خارجی بسیار مرتبط می‌باشد و به عنوان یکی از عناصر آن مطرح می‌شود، قدرت می‌باشد. پژوهش حاضر با مفروض پنداشتن قدرت به عنوان یک ابزار بسیار مهم در ترسیم سیاست خارجی و با پذیرش این واقعیت که سیستم بین‌الملل سیکلی می‌باشد و چرخه‌های متعددی از سیکل را تجربه کرده است، سعی در پاسخ به این پرسش دارد که سیکلی بودن سیستم بین‌الملل و پدیده‌های موجود در آن چه تأثیری بر سیاست خارجی بازیگران دارد؟ سیکل بلند، نقاط عطف، فازهای سیکلی و غیرخطی بودن وقایع و پدیده‌ها در نقاط عطف و فازهای سیکل بلند از مهمترین پارامترهای سیاست خارجی در سیکل‌های سیستم بین‌الملل می‌باشد. بر همین اساس بازیگران سیستم بین‌الملل با توجه به سیکل موجود به ترسیم استراتژی و سیاست خارجی خود می‌پردازند و ارتباط بین سیاست خارجی با سیکل‌های قدرت یک ارتباط مستقیم و بی واسطه می‌باشد به گونه‌ای که کارآمدی سیاست خارجی کشورها بسیار متأثر از سیکل‌های بلند قدرت و فازهای مختلف آن، در روابط بین‌الملل می‌باشد.