تحلیل نشانهبومزیست رابطه طبیعت و فرهنگ در داستان »مینا و پلنگ«
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان شناسی دانشگاه پیام نور
doi
10.22059/ijar.2024.374069.459865چکیده
هدف: مینا و پلنگ یک داستان فولکلور عشقی میان پلنگ و دختر سرخچشم مازنی به نام مینا است که نه تنها به دلیل محتوای عشقی بیمانند، بلکه از دیدگاه بومزیست و عشق به جانوران نیز مورد اهمیت است. نشانهشناسی با بررسی رابطه بین «فرهنگ»، «طبیعت» و «انسان» و نشان دادن نوع رابطههای حاکم در یک جامعه، میتواند به بازسازی روابط اشتباه انسان با دنیای پیرامونی و بهبود تعاملهای درست، کمک کند. در این تحقیق، با استفاده از یک نظام فرآیندی که بر رابطه بین سطوح زبانی (سطح صورت و محتوا) متکی است، به شناسایی اسباب و لوازم تولید معنا در قالب فرآیندها و در ابعاد مختلف کنشی، تنشی، شوِشی، شناختی، زیباییشناختی و ... پرداخته میشود. این تحقیق با روش نشانهمعناشناسی گفتمانی، روایت مینا و پلنگ را شناساییکرده و به تحلیل فرآیندهای معناسازی و تبیین نظامهای گفتمانی پرداختهاست. سپس بااستفاده ازاصول نشانهشناسی بومزیست رابطه انسان و حیوان را مورد تحلیل قرار دادهاست. روششناسی: دو کنشگر اصلی داستان یعنی مینا و پلنگ، روند طبیعی زیست انسانی و حیوانی خود را به دلیل شوش دلبستگی به یکدیگر از دست داده و در واقع با هیجان و جادوی حس عاطفی عشق، یک «کنشگر حیوانی» یعنی پلنگ از سپهر نشانهای حیوانیت دور شدهاست. پلنگ دراین فرآیند در گام اول هویتی فراحیوانی یافته و به موجودی انسانگونه و با ویژگیهای روحی و احساسی انسانی تبدیل گردید و در گام بعدی وارد سپهر نشانهای عشق به معشوقه شدهاست و جان خود را در راه رسیدن به دلدارش فدا میکند. در نقطه مقابل، مینا با فارغ شدن از نفسانیات و امیال انسانی، دل در گرو عشق حیوانی میبندد و در گام اول وارد سپهر نشانهبومزیستی گردید و در گام دوم با نیروی عشق به استعلایافتگی رسیدهاست و او نیز وارد سپهر نشانهای عشق گردید و بدین ترتیب هر دو برای همیشه تاریخ در بین مردم کندلوس زنده و جاودانه شدهاند. یافتهها: یافتههای این تحقیق نشان میدهد که چگونه بر اثر دگردیسی روابط انسان و طبیعت درون سپهر نشانهای، بومزیست نشانهای شکل میگیرد و تقابل بین انسان و حیوان در بومزیست این روایت، تبدیل به وضعیت تعامل و آمیختگی شده و این رابطه تعاملی راه برای بروز اسطوره عشق هموار شده است. تعامل دو سپهر نشانهای انسان و حیوان موجب تبدیل «من» و «دیگری» به «مای» فرهنگی شده و در نتیجه قدرت عشق، حیوان وحشی، رام انسان گردیده و با همین نیرو، کنشگر اصلی داستان تبدیل به اسطوره عشق به حیوانات و محیط زیست و نماد دوستی انسان و حیات وحش شده است. انتقال نشانهها و نمادها از نظام مادی و زمینی به نظام استعلایی و اسطورهای از مجرای فرهنگ و تاریخ است. در این فرآیند، انتقال از عنصر مادی به اسطورهگی، موضوعی حیاتی و کلیدی است. آمیختگی دو سپهر نشانهای متفاوت انسان و طبیعت منجر به شکلگیری سپهر نشانهبومزیست جدیدی شده است که ویژگیهای آن، محبت و دوست داشتن یکدیگر، ورود به دنیای عشق و عاشقی و جاودانگی است.