شکسته‌نویسی در ادبیات کودک

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه آزاد اسلامی ایران

doi
10.22099/jcls.2019.31872.1655
چکیده

در ادبیات کودک اگر از کودک انتظار برود که علاوه بر یادگیری زبان معیار با گویش محاوره‌ای و واژگان شکسته هم روبه‌رو شود، دچار نوعی دوگانگی خواهد شد. پیشنهادهای مقاله برای حل این دوگانگی عبارتند از: اول: تاکید بر راه‌حل محمود کیانوش یعنی استفاده از «نحو شکسته» به جای «واژه‌های شکسته». دوم: انتخاب واژه‌ها از میان مترادف‌ها نه فقط متناسب با فهم مخاطب بلکه متناسب با لذت آن‌ها از خواندن داستان. سوم: توجه به جغرافیا و عرف زبانی منطقه‌ی خاصی که متن در آن جریان دارد. چهارم: توجه به این نکته که واژه‌های سالم بدون نیاز به شکسته‌شدن، خود در موقعیت و فضای داستانی در ذهن مخاطب می‌شکنند. پنجم: گزینش واژه‌هایی که در عین سالم بودن، در گفت‌و‌گوهای اغلب مردم به کار می‌روند. ششم: توجه به واژه‌هایی که در ادبیات رسمی و حتی کهن وجود دارند اما در عین حال در محاورات مردم جاری‌اند. هفتم: بهره‌گیری از ضمایر ملکی متصل و حذف واژه‌هایی دست‌و‌پاگیر مانند «است» که کمک می‌کنند تا داستان به گویش مردم نزدیک شود. هشتم: توجه به این نکته که در داستان‌های تاریخی شکستن واژه‌ها ممکن است فضای گفت‌و‌گو را لوث کند. نهم: اگر به هر علتی تصمیم به شکستن واژه گرفتیم، بهتر است در این کار زیاده‌روی نکنیم. دهم: توجه به استثناهاست. در مواردی که سالم‌نویسی تصنعی جلوه می‌کند بهتر است واژه به شکل شکسته آورده شود. در پایان مدل «کاهش تعداد هجا»ی علی صلح‌جو نقد و مدل «نثر طبیعی» پیشنهاد شدده است. بر اساس این مدل، تعیین چیستی و چندوچون محاوره با قاعده میسر نیست. برای تعیین محاوره «خود نویسنده و منطق داستانش» ملاک اصلی هستند. پارادایم پژوهش کیفی با رویکرد تفسیری و شیوه‌ی داده‌کاوی قیاسی استقرایی و روش گردآوری منابع کتابخانه‌ای است.