تحلیل ساختاری-تفسیری (ISM) شیوههای اقناعی متداولِ اشتراکگذاری پیام در شبکههای اجتماعی در دوران انتخابات شوراهای شهر مبتنی بر رویکرد باهم نگری(موردمطالعه: انتخابات شورای شهر اصفهان)
نویسندگان
1 عضو هیئتعلمی گروه مدیریت و برنامهریزی فرهنگی دانشگاه آزاد اسلامی اصفهان واحد خوراسگان، خوراسگان، ایران
2 عضو هیئتعلمی گروه مدیریت و برنامهریزی فرهنگی دانشگاه آزاد اسلامی اصفهان واحد خوراسگان، خوراسگان، ایران
3 دانشجوی دکترای ارتباطات دانشگاه آزاد اسلامی اصفهان واحد خوراسگان، خوراسگان، ایران
doi
10.22054/nms.2022.48194.868چکیده
در طی دهههای اخیر رسانههای جمعی نقش انکارناپذیری در شکلدهی افکار عمومی در نوع و میزان مشارکت در انتخابات صنفی و سیاسی ایفا کردهاند و از طریق شیوههای اقناعی تأثیرگذاری زیادی را بر انتخاب کاندیداها داشتهاند. درواقع احزاب و گروهها بر اساس شیوههای اقناعی تلاش میکنند اهداف و برنامهها و محتوای عملکردی آینده را بهواسطه شبکههای اجتماعی در اختیار مردم قرار دهند و بر این اساس آرا بیشتری را به خود اختصاص بدهند. هدف این پژوهش تحلیل ساختاری-تفسیری ¹( ) شیوههای اقناعی متداولِ اشتراکگذاری پیام در شبکههای اجتماعی در دوران انتخابات شورای شهر مبتنی بر رویکرد باهم نگری میباشد. در این پژوهش ۱۵ نفر از متخصصان رشتههای رسانه، ارتباطات و علوم اجتماعی از طریق نمونهگیری همگن انتخاب شدند و در دو بخش باهم نگری و تحلیل ساختاری-تفسیری مشارکت نمودند. در این پژوهش بهمنظور شناسایی شیوههای اقناعی متداول در اشتراکگذاری محتوا در شبکههای اجتماعی در دوران انتخابات از طریق هفت گام باهم نگری ابعاد اصلی و فرعی شناسایی شدند و بر این اساس چهار بعد اصلی اقناع بهعنوان کارکرد اطلاعرسانی، اقناع بهعنوان کارکرد ابزارگرایی، اقناع بهعنوان کارکرد اشتراکی و اقناع بهعنوان کارکرد تبلیغاتی در قالب بیستویک شاخص وارد تحلیل دلفی شدند. در تحلیل دلفی هفت شاخص حذف شدند و بیستویک شاخص پس از تأیید در دو راند دلفی وارد تحلیل ساختاری-تفسیری شدند و بر اساس این تحلیل هفت سطح ازنظر تأثیرگذاری شیوههای اقناعی در تولید محتوا در شبکههای اجتماعی مشخص شدند که در پایینترین و اثرگذارترین سطح دو شاخص ایجاد شور و هیجان و تحریک احساس جمعی و در بالاترین و کم اثرترین سطح نیز حجیم نشان دادن نقاط ضعف رقبا در تبلیغات قرار گرفت.