بازتولید کهنالگوی قربانی در چهار رمان نوجوان انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان (منتخب دههی60تا90)
نویسندگان
1 گروه آموزشی ادبیات، دانشکده ی ادبیات دانشگاه علامه طباطبایی- تهران. ایران
doi
10.22099/jcls.2019.33492.1683چکیده
چکیدهکهنالگوها از طریق ناخودآگاه جمعی و فردی میتوانند بر تفکر و کنش فردی و اجتماعی انسان اثر بگذارند، اما بعضی از کهنالگوها در ذهن یک ملت نقشی تعیینکنندهتر دارند. «کهنالگوی قربانی» را میتوان از کهنترین باورهای ایرانیان دانست که همواره در پیوستاری بیگسست در فرهنگ ما حضور داشته است. این پژوهش میکوشد با تحلیل نقش شخصیتها در داستان، چگونگی بازتولید «کهنالگوی قربانی» در چهار رمان دلیران قلعهی آخولقه، راهزنها، قلب زیبای بابور و سایهی هیولا را بررسی کند. حاصل این واکاوی نشان میدهد تفسیر جهان در این داستانها، همچنان بر پایهی نگرش اساطیری استوار است و بدون درنظرگرفتن پیچیدگیهای جهان واقعی و راهحلهای دیگر، به مخاطب القا میکند که برای رسیدن به خیر یا دفع شر چارهای جز قربانیشدن یا قربانیدادن وجود ندارد.