مفهومسازی و نظریهپردازی بازاریابی آواتار در ایران
نویسندگان
1 دکتری، گروه مدیریت بازرگانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 استاد، گروه مدیریت بازرگانی، دانشکده مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
3 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت بازرگانی، دانشکده علوم انسانی، واحد شهر قدس، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
doi
10.22059/jibm.2022.344989.4399چکیده
هدف: رشد روزافزون تکنولوژی و علم هوش مصنوعی، موجب شده است تا استفاده از آواتارها در بازاریابی، بهصورت گستردهای افزایش یابد؛ این در حالی است که مفهوم و الگوی علمی بازاریابی آواتار، در پژوهشهای قبلی مشخص نشده است؛ به همین منظور، پژوهش حاضر با هدف مفهومسازی و ارائه الگوی بازاریابی آواتار در ایران اجرا شده است. روش: این پژوهش از نظر هستیشناسی مبتنی بر پارادایم تفسیری است، از لحاظ روششناسی در دسته پژوهشهای اکتشافی قرار میگیرد، برحسب دادهها کیفی و مبتنی بر تکنیک دادهبنیاد و رهیافت اشتراوس و کوربین است و از نظر هدف بنیادی و کاربردی محسوب میشود. برای گردآوری دادهها از دو روش مطالعات کتابخانهای، اسنادی و مصاحبه نیمهساختاریافته، استفاده شد. جامعه آماری پژوهش، کلیه خبرگان مفاهیم نوین مدیریت بازاریابی و هنر بودند که بهعنوان استادتمام یا دانشیار دانشگاه، در این رشته سابقه تدریس چندساله داشتند. شیوه نمونهگیری نیز گلوله برفی هدفمند بود. یافتهها: یافته نخست این پژوهش، دستیابی به ویژگیهای اصلی آواتار در بازاریابی است که بر دو عامل مبتنی است: رئالیسم رفتاری و رئالیسم بصری برای درک مصرفکننده. یافته بَعدی آن، ارائه مدل بازاریابی آواتار است که 368 مفهوم و 38 مقوله را دربرمیگیرد و مبتنی بر شش بُعد شرایط علی، زمینهای، مداخلهای، پدیده اصلی، راهبردها و پیامدهاست. نتیجهگیری: نتایج مبین این بود که آواتارها قادرند که با شبیهسازی رفتاری انسانها در بازاریابی با استفاده از علم داده و هوش مصنوعی، دقت و صحت در تماس با مشتری را افزایش دهند و در موقعیتها و روندهای برنامهریزینشده، عملکردی مثبت و شایسته در جهت اشاعه بازاریابی محصولات و خدمات ارائه کنند.