مطالعه مردمشناختی موانع اجتماعی و فرهنگی ایجاد زیست شبانه در کلانشهر تهران
نویسندگان
1 دانشیار گروه انسان شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
doi
10.22059/ijar.2023.369001.459849چکیده
هدف: زیست شبانه، دراثر تحولات مربوط به انقلاب صنعتی شکل گرفت و رفتهرفته تبدیل به نوعی سبک زندگی مدرن شد که تا به امروز تحولات بسیاری یافته و شکل متأخر آن متأثر از تحولات پستمدرن است. انسان مدرن که اکنون در موج پسامدرنیته نیز گرفتار است در این مناسبات خود را بهلحاظ اجتماعی بازتولید میکند و همانطور که در کلانشهرها اجتماعی میشود دست به بازآفرینی عرصه کلانشهری و مناسبات اجتماعی و فرهنگی آن میزند. دراین بین مهمترین این مناسبات، فرافکنی فرهنگ سرمایه داری مدرن و اقتضائات اجتماعی و فرهنگی آن و در نتیجه سبک زندگی مرتبط با آن است. تهران به عنوان پایتخت ایران با وجود ظرفیتهای فراوان و با جمعیت بیش از هشت و نیم میلیون نفر، فاقد زیست شبانه است. هدف این پژوهش آن است که موانع اجتماعی و فرهنگی ایجاد زیست شبانه در تهران را مورد بررسی قرار دهد.روش: اطلاعات مورد نیاز به روش مردمنگاری و با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته و مشاهده همراه با مشارکت جمعآوری شد. کدگذاری دادههای مصاحبه در مرحله بعدی منجر به پیدایش مقولاتی شد که در نتیجهگیری به تحلیل آن پرداختهایم. این پژوهش در فاصله زمانی بهمنماه 1400 تا فروردین 1401 به روش مردمنگاری انجام شده است. برای انجام این تحقیق زیست شبانه اطراف چهار میدان اصلی تجریش، آزادی، پیروزی و شوش به سبب ویژگیهای فضایی، طبقاتی و فراغتی متفاوت مجموعاً در 20 نوبت مورد مشاهده مستقیم و مشارکتی قرار گرفتهاند. برداشتهای هر جلسه میدانی که بهطور متوسط نزدیک به چهار ساعت طول کشیده است، بر اساس ثبت نکات حاصل از مشاهده، مصاحبههای نیمهساختاریافته ضبط شده و یادداشتهای میدانی بهدست آمده است. مصاحبهها اغلب کوتاه، ناگهانی و تصادفی بوده و تنها در موارد اندکی منجر به قرار بعدی و انجام مصاحبه طولانیتر شده است. زمان گفتگوها بین 10 تا 50 دقیقه بهطول انجامید و این گفتگوها بین ساعات 10 شب تا 2 صبح انجام شد. یادداشتهای مصاحبهها پس از پیادهسازی دقیق، کدگذاری شده و در سطح جمله و عبارت برای هر یک از مصاحبهها مورد ارزیابی قرار گرفته و کدهای مفهومیاز رونوشت مصاحبهها استخراج شد.یافتهها: پس از کدگذاری مصاحبهها، به 5 مقوله اصلی موانع ایجاد زیست شبانه در شهر تهران دست یافتیم. این مقولهها عبارتند از: فقدان زیرساخت (شامل نورپردازی، حمل و نقل عمومی، پیادهراه سازی، راهنمای گردشگری و فضای سبز)، فقدان احساس امنیت (شامل روشنایی، امکان حضور مستقل زنان، امکان حضور خانوادگی، دسترسی به کیوسک انتظامی)، عدم توجه به فرهنگ بومی (شامل توجه به خرده فرهنگ مناطق، عاملیت مراکز مذهبی، علمی و تفریحی هر منطقه)، فقدان مدیریت و برنامهریزی (شامل تسهیل حضور زنان، برنامه ریزی مشارکتی نهادی، نیازسنجی و ایجاد فضا و برنامه، شناخت مصرف فرهنگی-فراغتی، تسهیلات قانونی) و فقدان حس تعلق (شامل احساس فراموش شدگی، به رسمیت شناختن گروههای حاشیهای، توانمندسازی، ایجاد برنامههای نوستالژیک).