تطبیق نظریه کاریزماتیک وبر با شخصیت شهید سید اسدالله مدنی و شهید قاسم سلیمانی؛ شباهت‌ها و تفاوت ها

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه فرهنگیان تهران، دکترای تاریخ انقلاب اسلامی .

2 دانشجوی دکترای تاریخ انقلاب اسلامی دانشگاه بوعلی سینا همدان

doi
10.22084/rjir.2021.24884.3381
چکیده

هدف: یکی از نظریه‌های حوزه جامعه‌شناختی، نظریه اقتدار کاریزماتیک ماکس‌وبر می‌باشد. پژوهش حاضر در نظر دارد که فعالیت‌ها و اقدامات شهیدان آیت‌الله مدنی و سرلشگر سلیمانی را بر اساس نظریه کاریزماتیک وبر بررسی نماید. بدین‌ترتیب مسئله اصلی این پژوهش، پاسخ‌گویی به این سؤال است که تا چه میزان نظریه کاریزماتیک وبر با شخصیت شهیدمدنی و شهیدسلیمانی قابل انطباق است؟ و در چه حوزه‌هایی بین این نظریه و دو شخصیت مذکور شباهت و تفاوت وجود دارد و دلایل آن در چیست؟ روش‌شناسی پژوهش: روش پژوهش این مقاله با توجه به رویکرد جامعه‌شناختی آن، از نوع توصیف و تحلیل داده‌ها تطبیقی- مقایسه‌ای، در چارچوب نظریه کاریزماتیک و شناسایی ابعاد شخصیت فردی، سیاسی، مذهبی و اجتماعی شهیدمدنی و شهیدسلیمانی در قالب این نظریه می‌باشد.   یافته‌ها: یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که هر دو شخص معتقد به باورهای مذهبی، انقلابی و ملزم به رعایت امر ولی‌فقیه زمان خویش بودند و با تمام وجود در خدمت انقلاب‌ حضور داشتند و به یک مکتب برای انقلاب ‌اسلامی تبدیل شدند. هم‌چنین آنها جایگاه غیرقابل وصفی در میان طرفدران و پیروان خویش یافتند. هیچ‌کدام درصدد گسترش عقیده‌ای منسوخ در جامعه نبودند. هم‌چنین عدم حضور آنها منجر به سقوط حکومت نگردید، بلکه باعث تثبیت هر چه بیشتر آن شد. نتیجه‌گیری: بررسی شخصیت این دو شهید با نظریه وبر نشان می‌دهد که در کنار وجود بعضی شباهت‌ها و ویژگی‌های میان زندگی دو شهید با نظریه، تفاوت‌های محسوسی نیز با آن وجود دارد و این مسئله بیانگر این موضوع می‌باشد که نظریه‌های غربی تطابق چندانی با جوامع دیگر به خصوص شخصیت‌های انقلاب اسلامی ندارند.