مقایسۀ قصۀ «خیر و شر» در هفت‌پیکر با بازنویسی آن به گویش بختیاری از نظر روایت‌مندی

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهرکرد، شهرکرد، ایران

doi
10.22099/jcls.2019.29843.1613
چکیده

هدف این پژوهش، مقایسه­ی قصه­ی خیر و شر در هفت­پیکر نظامی، با روایت بازنویسی­ شده­ی آن در فرهنگ بختیاری از نظر روایتمندی است تا نشان داده شود با توجه به دیدگاه نیکولایوا درباره­ی روایتمندی داستان­های کودکان، روایت بازنویسی ­شده چه ویژگی­هایی یافته و همچنین نوع نگرش به کودک و انتظارها از وی در فرهنگ بختیاری، چه تأثیری بر بازنویسی داشته است. براساس این، عناصر داستانی در این دو قصه مانند شروع، تعلیق، گره­افکنی، پایان، شخصیت، زاویه­ی دید، زمان و مکان بررسی شد. نتایج پژوهش، نشان می­دهد بسیاری از عناصر داستان، تغییر داده شده است تا روایت بازنویسی­ شده، با فهم مخاطب کودک متناسب شود. همچنین نوع نگرش به کودکان در فرهنگ بختیاری، باعث تغییرهایی در قصه­ی بازنویسی­­شده گردیده است. پذیرش از سوی خانواده و شیوه­ی اعتماد به دیگران، ازجمله ارزش­ها و هنجارهایی هستند که در فرهنگ بختیاری، کودکان باید بیاموزند و در قصه­ی بازنویسی­شده نیز بر آن­ها تأکید شده است. نگرش منفی به خشونت، باعث شده است تا داستان پایان خوشی داشته باشد. نامناسب­دانستن موضوع عشق برای کودکان، موجب شده تا این صحنه در قصه­ی بازنویسی­شده بسیار خلاصه روایت شود. اهمیت­دادن به تجربه­ی زیستی کودکان و اصل همذات­پنداری، سبب شده است تا زمان و مکان داستان، به منطقه­ی عشایری بختیاری تغییر داده و در سن و نقش شخصیت­ها تغییرهایی ایجاد شود. با توجه به این مسئله که در فرهنگ بختیاری، کودکان باید در حل مشکلات زندگی نقش­آفرین باشند، در روایت بختیاری، برخلاف نگرش جبرگرایانه در روایت نظامی، شخصیت­ها نقش فعّال­تری یافته­اند.واژه­های کلیدی: بازنویسی، روایت­مندی، فرهنگ بختیاری، قصه ­ی خیر و شر، نظامی، نیکولایوا.