همزیستی اکتومیکوریزا؛ راهکاری مؤثر برای بهبود تحمل شوری در سپیدار (Populus alba)
نویسندگان
1 موسسة تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران.
2 موسسة تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران.
3 موسسة تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران.
doi
10.22059/jfwp.2026.402849.1373چکیده
صنوبرها (Populus spp.) بهدلیل رشد سریع، تولید زیتودة بالا و سازگاری خوب با مناطق اقلیمی مختلف، از گونههای درختی مهم در برنامة زراعت چوب هستند. قارچهای میکوریز بهصورت مستقیم و غیر مستقیم رشد گیاه را از طریق ایجاد مقاومت در برابر تنشهای غیر زیستی مانند خشکی، شوری، آلودگی فلزات سنگین و تنشهای زیستی مانند آفات و بیماریها، بهبود میبخشند. بنابراین با توجه به تغییرات اقلیمی و شورشدن آب و اراضی، نیاز به استفاده از روشهای تولید نهالهای مقاوم به تنش با استفاده از قارچهای اکتومیکوریز، ضروری بهنظر میرسد. در این پژوهش، امکان برقراری همزیستی بین قارچ اکتومیکوریز Laccaria bicolor و نهالهای سپیدار (P. alba) در شرایط گلخانه با استفاده تلقیح سوبسترای قارچی به گلدانهای سپیدار بررسی شد. پس از یک دورة رویش، ویژگیهای مورفوفیزیولوژیکی (متغیرهای رشد و تولید زیتوده) و زیستشیمیایی نهالهای یکسالة میکوریزایی و غیر میکوریزی سپیدار در شرایط تنش شوری ارزیابی شدند. در مجموع، نتایج نشان داد که قارچ L. bicolor گزینة مناسبی برای تشکیل همزیستی اکتومیکوریزایی سازگار با خصوصیات اکولوژیک درختان سپیدار و در دسترس قرار دادن عناصر غذایی برای رشد این گیاهان است. نتایج تجزیهوتحلیل دادههای آماری نشان داد تیمار اکتومیکوریزی در سطح 1 درصد تأثیر معنیداری بر متغیرهای رشد (طول ساقه)، تولید زیتوده (زیتودة خشک ریشه و اندامهای هوایی) و غلظت عناصر غذایی (نیتروژن، فسفر و پتاسیم) در نهالهای صنوبر داشت. همچنین در نهالهای میکوریزی تحت شرایط تنش شوری افزایش معنیدار میزان آنزیمهای آنتیاکسیدانی، فتوسنتز و تعرق نسبت به نهالهای غیر میکوریزی مشاهده شد.