چین و نظمهای بینالملل
نویسندگان
1 استادیار دانشکده اقتصاد و علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی
2 استادیار روابط بین الملل دانشکده اقتصاد و علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی
doi
10.22124/wp.2020.15062.2358چکیده
تغییر سیستمی مهمترین روند شکلدهنده به تحولات سیاست بینالملل است. چین در کانون این روند قرار دارد. یکی از کلیدیترین متغیرهای نقش آفرین در روند تغییر سیستمی و سمت و سوی گذار در نظم بینالمللی، نگرش و رفتار راهبردی قدرت های در حال ظهور است. نویسندگان در این مقاله کوشش کرده اند که نگرش چین به سه نظم هژمونیک، نهادینه و موازنه قدرت را تبیین نماید. پرسش اصلی پیش روی این مقاله این است که مولفههای کلیدی شکلدهنده به نگرش و رفتار راهبردی چین در قبال نظمهای بینالمللی کدامند؟ فرضیه مقاله این است که مخالفت با نظم هژمونیک، نقشآفرینی رو به گسترش در نظم مبتنی بر موازنه قدرت، تجدیدنظرطلبی اصلاحگرایانه در قبال نظم نهادینه و نهادسازی موازی، مولفههای شکلدهنده به نگرش و رفتار راهبردی چین در قبال نظمهای بینالمللی را تشکیل میدهند. یافتههای مقاله نشان میدهد که رفتار راهبردی چین در سیاست بینالملل بسیار پیچیدهتر از کلیشههای رایج همچون «چالشگر» یا «تجدیدنظرطلب» است. این کشور در نظم هژمونیک در موقعیت چالشگر، در نظم موازنه قدرت به مثابه جستجوگر امنیت و در نظم نهادینه به عنوان بازیگر نظمساز رفتار کرده است.