شناسایی الگوهای ذهنی تعامل کسب‌وکارهای بنگاه‌به‌بنگاه در لینکدین با استفاده از روش کیو

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت بازرگانی، دانشکده اقتصاد، مدیریت و علوم اداری، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران.

2 دانشیار، گروه مدیریت، دانشکده اقتصاد، مدیریت و علوم اداری، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران.

3 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت بازرگانی، دانشکده اقتصاد، مدیریت و علوم اداری، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران.

doi
10.22059/jibm.2022.336993.4291
چکیده

هدف: نقش رسانه‌های اجتماعی و پلتفرم‌های دیجیتال، در کسب‌وکارهای بنگاه‌به‌مصرف‌کننده پُررنگ بوده است؛ اما به‌تازگی، شاهدیم که کسب‌وکارهای بنگاه‌به‌بنگاه نیز به رسانه‌های اجتماعی و پلتفرم‌های دیجیتال توجه می‌کنند. از این رو، هدف از پژوهش حاضر، شناسایی الگوهای ذهنی تعامل کسب‌وکارهای بنگاه‌به‌بنگاه در لینکدین با استفاده از روش کیو است. روش: چارچوب فلسفی این پژوهش، پارادایم تفسیری ـ اثبات‌گرایی (روش کیو) است که از منظر هدف، کاربردی شمرده می‌شود. مشارکت‌کنندگان پژوهش که به‌صورت هدفمند و با روش گلوله برفی انتخاب شدند، 9 نفر از فعالان حوزه بنگاه‌به‌بنگاه و آشنا به پلتفرم لینکدین بودند که دیدگاه‌های آن‌ها با تحلیل عاملی کیو و استفاده از نرم‌افزار اس‌پی‌اس‌اس نسخه 25 تجزیه‌وتحلیل شد. یافته‌ها: نتایج نشان می‌دهد که الگوی تعامل کسب‌وکارهای بنگاه‌به‌بنگاه در لینکدین، در سه دسته ذهنیت محتوای حرفه‌ای، سرنخ و ردیابی قرار دارد. نتیجه‌گیری: شرکت‌های بنگاه‌به‌بنگاه می‌توانند برای تسهیل روابط خود با مشتریان، از رسانه‌های اجتماعی و پلتفرم‌ها بهره ببرند و همانند موجودی زنده، به شرکت و برند خود هویت ببخشند؛ محصولات و خدمات و ارزشی را که به مشتری ارائه می‌کنند، معرفی کنند؛ از طریق محتواهای مختلف، اطلاعات کلیدی را در اختیار مشتریان قرار دهند؛ برای پیگیری مشتریان سرنخ‌های جذاب ایجاد کنند؛ جوامع و گروه‌ها و افراد مرتبط با شرکت خود را ردیابی کنند و در نهایت، با مشتریان خود تعاملی سازنده داشته باشند.