تأثیر برخی مواد معدنی بر کارامدی بیوکنترلی Bacillus pumilus INR7 علیه Rhizoctonia solani عامل مرگ گیاهچۀ لوبیا
نویسندگان
1 دانشیار گروه گیاهپزشکی دانشکده کشاورزی دانشگاه رازی کرمانشاه
2 دانشجوی سابق کارشناسی ارشد، گروه گیاهپزشکی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه رازی، کرمانشاه
3 استادیار، گروه گیاهپزشکی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه رازی، کرمانشاه
doi
10.22059/jbioc.2017.230657.190چکیده
یکی از راهبردهایی که در امر تجاری سازی عوامل بیوکنترل در نظر گرفته میشود، بحث طراحی محیط کشت برای تولید انبوه این باکتریهاست. این پژوهش با هدف بررسی اثر برخی عناصر معدنی روی تولید زیستتوده و فعالیت بیوکنترلی باکتریBacillus pumilus INR7 علیه Rhizoctonia solaniعامل مرگ گیاهچۀ لوبیا به اجرا درآمد. عناصر معدنی مورد استفاده در این پژوهش شامل آهن، روی، مس، بُر، کبالت، مولیبدن و منگنز بود که هر کدام در سه غلظت مورد استفاده قرار گرفتند. در این میان، غلظت متوسط و بیشینۀ آهن (36 و 72 میکرومول) و مس (7 و 14 میکرومول) و غلظت کمینۀ منگنز (5/12 میکرومول) به صورت معنیداری باعث افزایش جمعیت باکتری شدند. غلظت کمینه و متوسط روی (35 و 70 میکرومول) و بیشینۀ کبالت (14 میکرومول) باعث کاهش معنیدار جمعیت باکتری در مقایسه با محیط پایه M1 شدند. در آزمون گلخانهای، عناصر آهن در غلظت متوسط (36) و مس در غلظت بیشینه (14 میکرومول) بیشترین اثر را در افزایش کارایی باکتری در کنترل بیماری مرگ گیاهچۀ لوبیا نشان دادند. در مقابل، غلظتهای بیشینۀ آهن (72 میکرومول)، کمینۀ روی (35 میکرومول)، بیشینۀ منگنز (50 میکرومول) و متوسط مولیبدن (1/8 میکرومول) باعث کاهش معنیدار کارایی بیوکنترلی باکتری در مقایسه با محیط پایه M1 شدند. در مجموع، غلظت بهینه برای عناصر مورد استفاده مشابه نبود و حتی در مورد یک عنصر خاص بین غلظت بهینه برای تولید زیستتوده و کارایی باکتری در بیوکنترل بیماری اختلاف وجود داشت.