سهم نسبی گونههای درختی غالب در طبقات قطری در جنگلهای میانبند کمتر دستخورده در غرب ناحیة رویشی هیرکانی
نویسندگان
1 گروه جنگلداری، دانشکدة منابع طبیعی، دانشگاه لرستان، خرمآباد، ایران.
2 گروه علوم و مهندسی جنگل، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری، ساری، ایران.
3 گروه جنگلداری و اقتصاد جنگل، دانشکدة منابع طبیعی، دانشگدگان کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه تهران، کرج، ایران.
4 مدرسة جنگلداری، دانشگاه آریزونا شمالی، فلگاستف، آریزونا، آمریکا.
doi
10.22059/jfwp.2025.400354.1363چکیده
در جنگلهای ناهمسال، تحلیل سهم نسبی گونهها در طبقات قطری، دید دقیقتری از پویایی بومشناختی آنها ارائه میدهد. مطالعة حاضر در یکی از جنگلهای نسبتاً بکر هیرکانی، یعنی بخش گرازبن جنگل آموزشی و پژوهشی خیرود نوشهر (پیش از بهرهبرداری در سال ۱۳۸۸)، با هدف بررسی ترکیب گونهای و سهم نسبی گونههای درختی در طبقات قطری انجام شد. دادهها از آماربرداری صددرصد در سطح ۷۷۰ هکتار گردآوری و درختان با قطر بیش از 7/5 سانتیمتر در هفت طبقة قطری ۲۵ سانتیمتری گروهبندی شدند. نتایج نشان داد، ممرز با سهم کلی 50/3 درصد، فراوانترین گونه است، اما سهم نسبی آن با افزایش قطر، بهطور چشمگیری کاهش مییابد، یعنی الگویی که نشاندهندة عمر نسبتاً کوتاه، نرخ بالای پوسیدگی و محدودیت رقابتپذیری این گونه در مراحل پایانی توالی و در طبقات قطور است. در مقابل، راش شرقی با سهم کلی 31/3 درصدی، در طبقات قطور، بیش از ۶۰ درصد سهم را بهخود اختصاص داده است که تأکیدی بر دیرزیستی و نقش کلیماکسی آن دارد. بلندمازو نیز با الگوی U-شکل، هم در ابتدای توالی و هم در لایههای قطور ساختاری نقش دارد. تحلیل سهم نسبی نشان داد که گونهها در مسیر جانشینی الزماً رفتار همسانی ندارند. این یافتهها آشکار میکند که صرف مشاهدة توزیع کاهشی قطر نمیتواند تفاوتهای بومشناختی، طول عمر و رقابت فضایی گونهها را نمایان کند و تحلیل سهم نسبی در هر طبقه قطری، دید عمیقترب از پویایی حذف و بقا ارائه میدهد. نتایج این پژوهش میتواند مبنایی برای توسعة مدلهای پیشبینیکنندة ترکیب گونهای، بهینهسازی نشانهگذاری درختان و تدوین دستورالعملهای بهرهبرداری پایدار در جنگلهای هیرکانی فراهم آورد.