معرفی ابعاد پنجگانه قدرت جمهوری اسلامی با بهرهگیری از رویکرد نظری «بارنت و دیووال» به مفهوم قدرت
نویسندگان
1 استادیار گروه روابط بین الملل دانشگاه خوارزمی
2 کارشناسی ارشد رشته روابط بین الملل دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره) قزوین
doi
10.22084/rjir.2021.23193.3232چکیده
هدف:واژه «قدرت» یکی از مفاهیم پرکاربرد و جدالبرانگیز در عرصه «علوم سیاسی» و همچنین «روابط بینالملل» میباشد که تعاریف مختلفی از آن ارائه گردیده است و نظریههای مختلف با رویکردهای هستیشناسانه، معرفتشناسانه و روششناسانه مختلف، هریک از نگاه خود به بررسی مفهوم «قدرت» پرداختهاند. هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی ابعاد قدرت جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک کنشگر در عرصه روابط بین الملل می باشد. اگرچه می توان به صورت تجربی به نتایجی در این خصوص دست یافت، لکن تحلیل قدرت جمهوری اسلامی ایران در عرصه روابط بین الملل براساس رویکردهای نظری یکی از الزامات پژوهشی محققان علاقه مند به بررسی حوزه انقلاب اسلامی به صورت عام و جمهوری اسلامی ایران به صورت خاص می باشد.روششناسی پژوهش: در این پژوهش، رویکرد تلفیقی «مایکل بارنت و ریموند دیووال» به مفهوم «قدرت» به عنوان چارچوب نظری انتخاب گردیده است. داده های مربوط به قدرت جمهوری اسلامی ایران نیز از منابع کتابخانه ای و وبمحور (اینترنتی) جمع آوری شده است. از نظر تجزیه و تحلیل این پژوهش در زمره تحقیقات توصیفی - تحلیلی قرار دارد.یافتهها: یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد که جمهوری اسلامی ایران علاوه بر چهار نوع قدرت «اجباری»، «نهادی»، «ساختاری» و «مولد»، دارای بُعد پنجم قدرت با عنوان «قدرت معنوی» می باشد که قابلیت انطباق بر هیچیک از رویکردهای نظری در باب «قدرت» را ندارد، لکن بهعنوان یک منبع بیرونی قدرت که کنشگران را تحت تأثیر قرار داده و آنان را در ایفای نقش مثبت در عرصه اجتماع (منطبق بر تعالیم دینی) یاری میرساند نمود دارد.نتیجهگیری: میتوان گفت که جمهوری اسلامی ایران به عنوان کنشگری که مستظهر به پنج بُعد قدرت «اجباری»، «نهادی»، «ساختاری»، «مولد» و «معنوی» می باشد، در عرصه روابط بین الملل به ایفای نقش می پردازد.