عقیم ماندن فرایند شناسایی حداکثری و برآمدن داعش در عراق
نویسندگان
1 دانش آموخته دکتری روابط بین الملل، دانشگاه شهید بهشتی
2 دانشیار علوم سیاسی و روابط بین الملل دانشکده اقتصاد و علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی
doi
10.22124/wp.2019.3681چکیده
آنچه که این روزها منطقه خاورمیانه را بیش از پیش برجسته نموده، نه افزایش قیمت نفت و نه نقش اسلام افراطی در سیاست، بلکه تداوم منازعه است. مهمترین دغدغه مطالعات خاورمیانه بررسی چرایی آغاز و تداوم منازعه در این منطقه بوده است. با آغاز قرن بیست و یکم به رغم امیدها برای کاهش منازعه در خاورمیانه و توجه بیشتر به توسعه، حمله آمریکا اما به افغانستان و عراق آغازگر دور جدیدی از منازعه خیزی در منطقه بود. از میان کشورهای آشوبزده، عراق نشانهدارترین سرزمین منازعهخیز دستکم پس از ۲۰۰۳ بوده است. اما چه چیزی این سرزمین و این منطقه را این گونه منازعهآلود نموده است؟ درپی پاسخ به این پرسش زیربنایی، مقاله بر ظهور پدیده کنشگر فراملی داعش با استفاده از مدل چهاروجهی شناسایی حداکثری به مثابه مطالعه موردی، تمرکز دارد. نویسندگان با در نظر گرفتن چهار بعد روایتهای تاریخی، ارجمندی نفس، امنیت هستی شناسانه و مبارزه برای هویت غرورآمیز و کاربردی ساختن آن در فضای اجتماعی و سیاسی عراق پس از ۲۰۰۳ به این نتیجه رسیدند که عدم شناسایی حداکثری در این چهارمرحله به خصوص در مناطقی که خاطره منازعه دارند، به شکلگیری گروههای خشونتورز افراطی منجر میشود.