زیستن میان فرهنگها: مردمنگاری چندفرهنگیبودن در میان معاودین محله دولتآباد تهران
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه انسانشناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، ایران
2 استاد گروه انسان شناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، ایران
doi
10.22059/ijar.2023.361610.459825چکیده
جماعتهای مهاجر دیاسپورا به بخش مهمی از زندگی شهری تبدیل شدهاند. تجربهی زندگی آنها و ویژگی چندفرهنگیبودنشان به بخشی از موقعیت معاصر فرهنگ نیز تبدیل شده است. این امر بر انسانشناسی و مفاهیمی که دستمایهی این رشته بوده ــ مانند فرهنگ، سنت، هویت و مکان ــ نیز تأثیر گذاشته است و مولد نظریهها و روششناسیهایی بوده است. در این مقاله، با نوشتار مردمنگارانهی حاصل کار میدانی در محلهی دولتآباد تهران و با کاوش در زندگی جمعی معاودین به دنبال فهم چیستی و چگونگی چندفرهنگیبودن هستیم. معاودین ایرانیـ عراقیهاییاند که از عراق اخراج شدند و با سکونت در شهرهای ایران دیاسپورایی شکل دادهاند که به عنوان یک دیاسپورای «عربی» شناخته میشود. موقعیت آنها در عراق و در ایران همواره موقعیتی مرزی و آستانهای بوده است. در این مقاله به این پرسش نیز پرداختهایم که زندگی معاودین چه نسبتی با مفاهیمی مانند فرهنگ و هویت برقرار میکند. آنها که زندگیشان ورای مرزهای سیاسی شکل گرفته است، چگونه خود را درون مرزهای فرهنگی و هویتی موقعیتیابی میکنند. علاوه بر این، از آنجایی که این جماعتها به واقعیت همهجاحاضری در جهان امروز تبدیل شدهاند، انسانشناسی چگونه میتواند خود را برای فهم بهتر این موقعیت جدید فرهنگ بازیابی کند. در این مقاله تلاش کردهایم تا این پرسشها را از خلال صدای معاودین، نظریههای انسانشناختی و همینطور تجربهی مردمنگارانه بررسی کنیم.