رویکردی شناختی به درک پاسخ تهران به خروج آمریکا از توافق هستهای
نویسندگان
1 گروه مطالعات غرب آسیا و شمال آفریقا، دانشکده مطالعات جهان، دانشگاه تهران
doi
10.22124/wp.2019.3682چکیده
پاسخ فوری ایران به خروج آمریکا از برجام، نه از سرگیری کامل برنامه هستهای بلکه تلاش برای نجات برجام بود. این رفتار با سیاست هستهای ایران در فاصله زمانی 1384 تا 1392 مبتنی بر پیشبرد حداکثری برنامه هستهای علیرغم تحریمها متفاوت است. در این مقاله، این پرسش مطرح شده است که «چرا در دوران ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد، ایران بر پیشبرد حداکثری برنامه هستهای خود اصرار داشت، اما در دوران ریاست جمهوری حسن روحانی به صورت جدی در پی مصالحه برآمد و با خروج آمریکا از برجام سعی کرد این توافق را زنده نگاه دارد؟» برای پاسخ دادن به این پرسش، با استفاده از روش تحلیلی-تبیینی از مجموعهای از نظریههای شناختی بهره گرفته شده است. نگاه شناختی نشان میدهد ادراک سیاستگذاران ایران در دوران احمدی نژاد، به ویژه چهار سال نخست، نسبت به قرار داشتن در دامنه برد، موجب میشد کوتاه آمدن از اهداف هستهای را خسارتی تلقی کنند که امتیازهای دریافتی قادر به جبران آن نیست. تغییر ادراک سیاستگذاران ایران مبتنی بر قرار گرفتن کشور در دامنه خسارت، به آمادگی برای توافق و تلاش برای حفظ برجام منجر شد. به همین ترتیب، عدالت طلبی حاکم بر شناخت محمود احمدی نژاد از محیط بینالمللی از یک سو و ناعادلانه بودن طرحهای پیشنهادی قدرتهای بزرگ از سوی دیگر، رد پیشنهادها برای مصالحه را به همراه داشت و در مقابل، تعاملگرایی حسن روحانی در کنار آمادگی قدرتهای بزرگ برای رعایت میزانی از انصاف در تأمین حقوق ایران، به تلاش دولت وی برای رسیدن به توافق هستهای و حفظ آن منجر شد.