کارکرد «سفر» در داستانهای فانتاستیک ایرانی (بر اساس رمان کنسرو غول)
نویسندگان
1 دانش آموخته کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی. گرایش ادبیات کودک و نوجوان
2 دانش آموخته دکتری زبان و ادبیات فارسی
doi
10.22099/jcls.2018.25003.1502چکیده
کنسروغول نوشتهی مهدی رجبی، نوعی فانتزی است که در دو سطح واقعی و فراواقعی ساخته شده است. در دنیای واقعی رهایی نوجوان از سلطهی آموزش مستقیم و نیز زندگی دور از انتظارات بزرگترها، در بستر نمایش کشمکشهای بزرگ تجربه میشود. در بخش فراواقعی، آمدوشد وی به دنیای جادوگر، غول و رؤیا، حرکت فرد از خودآگاه به ناخودآگاه را تداعی میکند. این سفر به پیوند تضادهای درونی و بیرونی فرد انجامیده و حاصل آن وحدت تضادهاست که سبب دستیابی به پاداش «بلوغ» است. این پِژوهش به شیوه تحلیلی توصیفی با تأکید بر چهارچوب نظری «فردیت» مدنظر یونگ و درآمیختن آن با «سفر قهرمان» کمپل، کوشیده به شناخت این فرایند مهم بپردازد. حاصل کار نشان میدهد که برعکس الگوهای فراواقعگرایانه کهن در سفرهای مثالی، در این سفر قهرمان با بحرانهای کودکی و نوجوانی واقعی در دنیاهای فراواقعی درگیر است و از رهگذر شناخت شرارتها و تجربهنمودن ترسها، با انتخاب خود از آنها فاصله میگیرد و به دنیاهای واقعی میرسد. حاصل اینگونه داستانها، فردیتیافتن قهرمان از رهگذر تجارب واقعی است.