بررسی تطبیقی کهن الگوی کودک در قصه های کامل کیلانی و صمد بهرنگی بر مبنای نقد کهن الگویی (نمونه موردی 10 داستان از هر نویسنده)
نویسندگان
1 زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات، دانشگاه خلیج فارس، بوشهر، ایران
2 دانشگاه شهید بهشتی تهران
doi
10.22099/jcls.2018.26061.1526چکیده
نقد کهنالگویی که برگرفته از آرای روانشناسانهی کارل گوستاو یونگ است، در دوران معاصر از روشهای مدرن نظریهی نقد ادبی تطبیقی بر پایهی نقد روانشناختی بهشمار میرود که توجه بسیاری از منتقدان معاصر را به خود جلب کرده است. این گونهی نقد ادبی در پی یافتن ارتباطی میان ذهن نویسنده و ساختار کهنالگویی است. کهنالگو، صورت نوعی موجود در حافظهی ناخودآگاه بشری است که در ابعاد متعدد زندگی افراد در قالب افکار، اعمال و رفتارهای گوناگون بروز میکند. کهنالگوی کودک بهمنزلهی یکی از انواع کهنالگوها، خود، قابلیت تقسیم به انواع دیگری دارد و به بررسی جنبههای مختلف کودکی درون افراد میپردازد. نویسندگان در مقالهی حاضر به بررسی این کهنالگو در داستانهای دو تن از نویسندگان مشهور ادبیات عربی و فارسی یعنی کامل کیلانی و صمد بهرنگی میپردازند و تلاش میکنند تا جنبههای مختلف بازتاب کهنالگوی کودک را در آثار این دو بررسی نمایند و بدین نکته دست یابند که کهنالگوی کودک در بسیاری از داستانهای آنان بروز یافته است. نتایج این تحقیق نشان میدهد بسیاری از جنبههای مختلف کهنالگوی کودک در قصههای دو نویسنده، نزدیکی و همسانی اندیشهی آنان را بازمینماید و داستانهای آنان میتواند تجلّیبخش روحیات و زندگی فردی و قومی آنان باشد. واژههای کلیدی: ادبیات کودک، صمد بهرنگی، کامل کیلانی، کهنالگو.