توسعه در بزنگاه جهانیشدن
نویسندگان
1 دانشیار علوم سیاسی دانشگاه تهران
2 علوم سیاسی /دانشکده حقوق و علوم سیاسی /دانشگاه تهران/تهران
doi
10.22124/wp.1970.3500چکیده
توسعه، از هنگام شتاب گرفتن فرایند جهانیشدن، با مسائل متنابعی، مواجه گشته است. درحالیکه برخی شرایط پیشآمده را بهمنزله تحدید حکمرانی قلمداد کردهاند؛ دیگران آن را بهمثابه فرصتی در نظر گرفتهاند که ملتها را به توسعه اقتصاد خویش برانگیخته است؛ اما آنچه توسعه را به یک مسئله بدل ساخته است، گریزناپذیری کشورها از عطف توجه به متن کنش جهانی شدهای است که خوانش توسعه را در آن با دشواریهایی روبرو ساخته است. در این میان دستوپنجه نرم کردن با این پدیده برای کشورهای درحالتوسعه که به «دیر آمدگان» موسوماند، به سبب فقدان ساختارهای بنیادی و نهادهای منعطف، بسیار حیاتیتر بوده است. ضمن عطف توجه به این واقعیت که پاسخ به جهانیشدن برای این دست از کشورها، ورای یک واکنش ساده بوده و بهواسطه عوامل متعددی، بهتدریج، شکلگرفته؛ برنهادهای کارآمدی تأکید شده که مهیاگر ابزارهایی مناسب، برای هدایت منابع بالقوه ایشان بهسوی توسعهای پایدار محسوب میشده است. این مقاله در پی آن بوده است تا با استفاده از رهیافت نهادگرایی و روش تطبیقی، دریابد که ملتها چگونه پاسخهای خود را به جهانیشدن بهمنظور هموار ساختن مسیر خود بهسوی توسعه، به نحو نهادین شکل میدهند و چگونه این امر مابین کشورها در امر تبدیل جهانیشدن به فرصت یا تهدید، تفاوت ایجاد کرده است.