تحلیل سندشناختی دو مکتوب از دورۀ شاه‌صفی و بازخوانی نقش مبلغان کاپوسن در روابط ایران و فرانسه

نویسندگان

1 دانشیار گروه تاریخ، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

doi
10.30484/ganj.2025.3285
چکیده

بیان مسئله: تاریخ روابط ایران و فرانسه در دورۀ صفوی، به‌ویژه عصر شاه‌صفی، به‌دلیل کمبود منابع اولیه، از زوایای بسیاری ناشناخته مانده‌است. پژوهش حاضر تمرکز بر دو مکتوب مغفول‌مانده از مبادلات شاه‌صفی و لویی سیزدهم -که در نسخۀ خطی دانش‌نامۀ فارسی درج شده‌اند، دارد. هدف: اسناد مذکور چه نقش و جایگاهی در تبیین سازوکار، گاه‌شماری و محتوای روابط دو کشور داشته‌اند و چگونه می‌توانند به بازخوانی نقش مبلغان فرقۀ کاپوسن به‌عنوان کارگزاران اصلی این تبادلات یاری رسانند؟ روش پژوهش: این مقاله با بهره‌گیری از روش «تحلیل سندشناختی» و با رویکردی توصیفی-تحلیلی، به واکاوی ساختار، محتوا، اصالت و دلالت‌های تاریخی این دو نامه می‌پردازد. در این روش، اسناد نه‌تنها ازمنظر متن‌محور، بلکه در بافت تاریخی، ادبی، و کارکردی‌شان بررسی می‌شوند. دستاوردها: یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که این مکتوبات، باوجود هدفِ ظاهریِ آموزشیِ نسخۀ خطی دانش‌نامۀ فارسی، از اصالت تاریخی برخوردارند و گواهی روشنی از تداوم و نهادینه‌شدن روابط ایران و فرانسه در دورۀ شاه‌صفی هستند. نامۀ لویی سیزدهم به‌عنوان نخستین پاسخ مستقیم یک پادشاه فرانسه به پادشاهی صفوی، از یافته‌های منحصربه‌فرد این پژوهش محسوب می‌شود. هم‌چنین، تحلیل القاب و اصطلاحات به‌کاررفته، هم عمق آگاهیِ فرهنگیِ کاتبِ فرانسوی در تألیف نسخۀ فارسی را آشکار می‌سازد و هم نقش محوریِ کشیشان کاپوسن را به‌عنوان واسطه‌های فرهنگی-دیپلماتیک در مسیر تحکیم مناسبات دو کشور بازتعریف می‌کند.