تحلیل جایگاه روستا در مصوبات هیات دولت ایران بعد از انقلاب اسلامی (مطالعه کیفی با رویکرد تحلیل محتوا)
نویسندگان
1 استادیار جغرافیا و برنامهریزی روستایی دانشگاه فردوسی مشهد
2 دانشجوی دکترای جغرافیا و برنامهریزی روستایی دانشگاه فردوسی مشهد
doi
10.22084/rjir.2020.20825.2969چکیده
هدف: مسأله توسعهی روستایی در ایران همواره در نظام سیاست گذاری کشور مورد توجه بوده و از اهداف اصلی دولت ها طی چهار دهه محسوب می شده است، از آنجا که دولت بهعنوان مؤثرترین سازمان سیاسی، در قلمروهای مختلف زندگی روستائیان تأثیرگذار است، مطالعه حاضر به بررسی جایگاه روستا در مصوبات هیأت دولت و تبیین چرایی ضعف و قوت دولت ها در توجه به روستا، با توجه به پایگاه اجتماعی کارگزاران سیاسی می پردازد. روششناسی پژوهش: به لحاظ ماهیت از نوع بنیادی و به لحاظ هدف از نوع توسعه ای است. تحلیل داده ها مبتنی بر تحلیل محتوای کیفی با رویکرد هولستی است. واحد تحلیل مصوبات روستایی یازده هیأت دولت طی سال های 1396-1357 است. منبع اطلاعات، نرم افزار حافظه قوانین است. یافته ها: نسبت مصوبات روستایی به کل مصوبات دولت ها، بسیار اندک است به طوریکه دولت موقت، 8/16 درصد و دولت اول 3/9 درصد، دولت دوم و شورای موقت انقلاب 1/7 درصد، دولت سوم 3/8 درصد و دولت چهارم 7/8 درصد، دولت پنجم 1/4 درصد، دولت ششم 7/6 درصد، دولت هفتم 8/8 درصد، دولت هشتم 2/7 درصد، دولت نهم 7/11 درصد، دولت دهم 9/10 درصد و دولت یازدهم 8/10 درصد از مصوبات خود را به حوزه روستا و کشاورزی اختصاص داده اند. در مجموع در بُعد از انقلاب تنها 6/8 درصد مصوبات هیأت دولت مربوط به حوزه روستا و کشاورزی بوده است. نتیجه گیری: طی چهار دهه گذشته روند توسعه و عمران روستاها به دلیل حاکمیت نظام برنامه ریزی بخشی، براساس انتظار تحقق نیافته و ناپایداری این فضاهای سکونتی تشدید گردیده است. مطابق یافته ها قوانین و آیین نامه هایی که توسط هیأت دولت برای حفظ و توسعه روستاها بهعنوان کوچک ترین واحد اقتصادی- اجتماعی کشور به تصویب رسیده، عمدتاً با اختصاص بودجه به امور عمرانی و نه توسعهای در روستاها، چندان موفق نبوده است.