واکاوی عنصر زبان در رمان شبی که جرواسک نخوانَد
نویسندگان
1 استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز
2 دانشگاه شیراز
doi
10.22099/jcls.2017.23357.1458چکیده
شبی که جرواسک نخوانَد، نوشتهی جمشید خانیان، یکی از آثار برجسته در حوزهی رمان نوجوان است که توجه بسیاری از منتقدان و خوانندگان را برانگیخته است. ازآنجاکه زبان، اصلیترین ابزار نویسنده برای آفرینش متن ادبی است، در پژوهش پیشِرو، زبان این رمان در سه سطح واژگانی، نحوی و بلاغی بررسی شده تا ویژگیهای بنیادی آن شناسایی شود. از مهمترین ویژگیهای زبانی این رمان میتوان به موارد زیر اشاره کرد: فراوانی فعلهایی که بر حرکت دلالت میکنند، دگرگونی ناگهانی ساخت فعل ماضی، چیرگی ویژگیهای صرفی زبان معیار بر گونهی گفتاری آن، فراوانی جملههای کوتاه، جابهجایی ارکان جمله، تکرار برخی جملهها، آهنگینبودن کلام، تقابل (برجستهترین آرایهی اثر)، توصیف و تصویر (پرشمارترین و آشکارترین آرایه)، نمادسازی و اقتباس. درنگ بر این ویژگیها و جزئیات آن، نشان میدهد که بسیاری از آنها در ساختار کلی رمان کارکردی مثبت دارند و در پرداخت عناصر گوناگون داستان (موضوع، درونمایه، شخصیت، فضا و...) اثرگذار بودهاند. این ویژگیها گویای توجه نویسنده به اهمیت زبان در بهبود کیفیت اثر و انتقال بهتر اندیشه است و میتواند یکی از عوامل توجه منتقدان گوناگون به داستانی با موضوع تکراری جنگ و برگزیدهشدن این رمان در چندین جشنوارههای باشد. واژههای کلیدی: جمشید خانیان، جنگ، رمان نوجوان، شبی که جرواسک نخواند، زبان.